( مسائل )
[ مسئلهء ] اوّل : حرام است « 1 » حمل كردن زكات از شهرى كه مال در آنجا است ، به شرط آن كه مستحقّ در آن شهر پيدا شود ؛ و اگر مستحقّ در آن شهر نيست ، حمل جايز است .
" [ مسئلهء ] دوم : جايز نيست تأخير انداختن زكات دادن را از وقت « 2 » خود ، مگر آن كه متمكّن نباشد ؛ و اگر متمكّن بود و تأخير انداخت تا تلف شد ، ضامن است " .
[ مسئلهء ] سوم : اگر مستحقّ در آن شهر يافت نمىشد و جنس زكوى را حمل كرد به شهرى ديگر و تلف شد ، ضامن نيست .
[ مسئلهء ] چهارم : اگر در آن شهر مستحقّ نبود و مال زكوى را نگاه داشت تا مستحقّ پيدا شود و تلف شد ، ضامن نيست .
[ مسئلهء ] پنجم : اگر مال زكوى در غير بلد مالك است ، بهتر آن است كه در همان بلد ، آن مال زكوى [ به اهلش ] داده شود ؛ اگرچه عوض زكات را مىتواند در بلد خود بدهد .
[ مسئلهء ] ششم : در زكات فطره بهتر آن است كه [ زكات ] ، در بلد مالك و زكات دهنده داده شود .
[ مسئلهء ] هفتم : واجب است - بنا بر بعضى از اقوال - بر امام يا بر كسى كه سعى « 3 » مىكند در گرفتن زكات در وقت گرفتن زكات ، دعا كردن براى صاحبش .
[ مسئلهء ] هشتم : اگر زكات را به امام يا ساعى داد و در
] 92 / B [
دست يكى از آنان تلف شد ، مالك ، ضامن نيست و برئ الذمّه مىشود .
[ مسئلهء ] نهم : هرگاه در كسى چند صفت استحقاق جمع شد ، - مثل آن كه فقير بود و ابن السبيل بود و مديون هم بود - ، به جهت هر صفتى از آن صفات ، زكات مستقلّى مىبرد .
[ مسئلهء ] دهم : مستحبّ است به فقير ، كمتر از آن چيزى كه در نصاب طلا و نقره
هامش
( 1 ) . « خلاف احتياط است » ؛ [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . در حاشيهء نسخهء كاتب به جاى « وقت » ، « سال » نوشته است .
( 3 ) . در نسخه « سعايت » بدل « سعى » است .