و شرط است در مستحقّ زكات كه :
[ الف ] : مؤمن « 1 » باشد [ مگر سهم مؤلّفه قلوبهم ] ؛ و متجاهر به فسق نباشد . « 2 » و به اطفال مؤمنين ، زكات مىرسد به خلاف اطفال كفّار و منافقين ، كه به آنان نمىرسد . و اگر مخالف ، زكات را به مخالفى مثل
] 82 / B [
خود داد ، بايد از او پس بگيرد و به مؤمنين بدهد .
[ ب ] : و نيز شرط است در مستحقّ زكات كه واجب النفقهء غنىّ نباشد مثل اولاد و ابوين و زن و غلام و كنيز ؛ ولى از سهم غير فقرا به آنان مىرسد و از سهم فقرا ممنوعند .
و اگر آن [ كسى ] كه نفقهء او بر او ، واجب است امتناع از انفاق كند و ندهد ، مىتوان زكات به اين طائفه داد .
[ ج ] : و نيز شرط است كه اگر زكات دهنده ، هاشمى نباشد ، گيرنده هم هاشمى نباشد - و هاشمى ، اولاد ابو طالب « 3 » عليه السّلام و ساير اولاد هاشم و اولاد عبّاس بن عبد المطلب و حارث و ابو لهباند .
و در چند مورد ، زكات به هاشمى مىرسد :
يكى : آن كه خمس ، به حدّ كفايت آنها نباشد ؛
دوم : آن كه زكات ، مستحبّى باشد ؛
سوم : آن كه زكات دهنده هم ، هاشمى باشد ؛
چهارم : آن كه به موالى ، ( كه بندهء آزاد كردهء هاشمى باشد ) ، بدهد .
( افهام )
شرط است در عامل زكات ، ( و او آن كسى است كه معيّن مىشود به جهت گرفتن زكات و دادن به مستحقّ ) اين كه عادل باشد ؛ و مسائل زكات را بداند .
و امّا امام ، پس او مخيّر است در آن كه [ عامل را ] به جهت حقّ الاجرة بگيرد يا
هامش
و كلّ مصلحة يتقرّب بها إلى اللّه تعالى كبناء القناطر و عمارة المساجد و غيرهما . و إبن السبيل و هو المنقطع به و إن كان غنيّا في بلده و الضيف به شرط إباحة سفرهما » .
( 1 ) . منظور از « مؤمن » معناى خاص آن - يعنى شيعهء دوازده امامى - مىباشد .
( 2 ) . عبارت مرحوم علّامه در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 287 ) ، چنين است : « يشترط في المستحقين :
الإيمان - إلّا المؤلّفة - لا العدالة عى رأيي » .
( 3 ) . در ترجمه « اولاد امير المؤمنين عليه السّلام » بدل « اولاد ابو طالب عليه السّلام » مىباشد .