تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
يعنى زكات را از آن حساب مىكنند تا آن كه برسد به يك نصاب كه در آن هم يك زكات ديگر تعلق مىگيرد تا كمتر از نصاب شود كه زكات ندارد مثلا اگر بيست و شش شتر داشت و سه سال بر آن گذشت ، يك بنت مخاض و نه گوسفند به او تعلق مىگيرد ، بنت مخاص به جهت سال اوّل و چون كه ناقص شد از حد اوّل ، در سال دوم ، پنج گوسفند تعلق مىگيرد و در سال سوم ، چهار گوسفند كه [ در ] مجموع ، نه گوسفند است " . و مخفى نماند كه گاو و گاوميش [ از ] يك جنسند ؛ و همچنين بز و ميش [ از ] يك جنسند ؛ و شتر بخاتى ( كه نوعى از شتر است ) ، با شتر عربى ، يك جنس است ؛ كه در تمام اينها ، مجزى است . و اگر مالك گفت : كه بر گوسفندان من مثلا سال نگذشته ؛ يا آن كه از آن قدرى كه تخمين زده بود ، كم شده ؛ يا آن‌كه نصاب بدل به غير آن عين شده ؛ يا آن‌كه خودم زكات را خارج كرده‌ام ، بايد او را تصديق كنند . و اگر دو نفر عادل شهادت دادند كه بر ذمّهء او زكات هست ، زكات ، ثابت مىشود .

( مسئله )

اگر زنى داشت كه بر مهريهء او زكات متعلّق مىشد ، و آن زن را بعد از آن‌كه سال بر مهر او گذشت ، طلاق داد ؛ ولى پيش از دخول بود ، زكات « 1 » متعلّق به زن است نه بر آن شوهر . « 2 » و يا اگر از اجناسى كه زكات بر آنها تعلّق مىگيرد ، كم شد ، زكات ساقط است ؛ اگرچه اگر به جنس ديگر منضمّ شود ، زايد بر حدّ نصاب بوده باشد .

مطلب چهارم : در مواردى است كه زكات در آنها « 3 » مستحبّ است

و آنها ، چند صنفند : اوّل : مال التجاره است و مال التجاره آن چيزى است كه به عقدى كه معاوضه بوده باشد و مقصود به آن تجارت باشد كه مالك اين مال شد ، زكات مستحبّ مىشود .
هامش
( 1 ) . نصف . [ شيخ محمّد على ] . ( 2 ) . در ترجمه « شوهر » ، بدل « زن » و « زن » بدل « شوهر » مىباشد . ( 3 ) . در نسخه « آنجاها » بدل « آنها » مىباشد .