تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
دارد . چهارم : زينت‌هايى كه حرام بوده باشد و مال غايب و مالى كه دفن شده باشد ؛ اگر بر آنها سال بگذرد و برگردند از غيبوبت و دفن . پنجم : عقارى كه به جهت نماء و منفعت گرفته باشد مثل كاروانسرا كه از منافع آن زكات خارج كنند استحبابا ؛ ولى اگر به سر حدّ نصاب برسد با حلول حول ، زكات واجب مىشود . و مستحبّ است زكات در خانه و لباس و آلات و متاع‌هايى كه ذخيره مىشود .

مقصد سوم : در بيان آنهايى كه زكات به آنها مىرسد

و آنها ، هشت طائفه‌اند . [ اوّل و دوم ] فقراء و مساكين ، و داخل در اين دو صنف است هر كسى كه مال او وافى به خرج سال خود و عيالش نباشد . [ سوم ] و عامل ؛ كه آنهايى هستند كه مىروند به جهت گرفتن زكات . [ چهارم ] و كفّارى كه استماله « 1 » مىشوند به جهت جهاد كردن . [ پنجم ] و رقاب و شرط است در رقاب كه يا بندهء مكاتب باشد كه وجه را بدهند و او را آزاد كنند ؛ يا بنده باشد كه بر او [ زندگى ] تلخ [ - سخت ] بگذرد ؛ يا آن كه مستحقّ زكات پيدا نشود ؛ كه در آن صورت ، هر بنده‌اى را مىتوان خريد و آزاد كرد . [ ششم ] و غارمين ؛ كه آنانى هستند كه قرض دارند از غير معصيت . [ هفتم ] و در سبيل اللّه ؛ كه جهاد ، بلكه هر مصلحتى كه به قصد قربت بوده باشد - مثل پل ساختن و تعمير مسجد كردن - . [ هشتم ] و ابن السبيل ؛ يعنى كسى كه از شهرش دور باشد و در غربت ، فقير باشد ؛ اگرچه در شهر خود ، غنىّ باشد با آن كه سفر او سفر حرام نباشد ؛ و خرج مهمان ، با آن كه سفر او - اگر از سفر آمده - مباح باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . دلجويى كردن . ( 2 ) . قسمتى از عبارت علّامه در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 287 ) ، چنين است : « و في سبيل اللّه ، و هو الجهاد -
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 97 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي