شكوفهء اوّل مىشود و به مجموع آنها ، زكات تعلّق مىگيرد .
و اگر درخت خرمايى خريد ، ولى هنوز به حدّ صلاح نرسيده ، زكات ، بر مشترى است ؛ ولى اگر به حدّ صلاح رسيده ، زكات ، بر بايع « 1 » است .
( و كافى است خرماى تر و انگور از مثل خودش نه از خرماى خشك و زبيب ) . « 2 »
و جايز نيست در زكات [ اين كه ] جنس معيوب را بدهند ، ( مانند مسوس از صحيح ) .
و اگر كسى بعد از آنكه بدوّ صلاح شد در ملك آن ، وفات كرد و مديون است ؛ پس اگر تركه بعد از اخراج زكات ، وافى به دين نمىشود ، بايد در قرض او بدهند « 3 » ؛ و اگر وافى به دين است ، واجب مىشود [ پرداخت ] زكات بر وارث ، ( اگر نصاب پس از تقسيط دين ، بر جميع تركه افزون گردد ) .
و اگر به عمل مزارعه و مساقات [ در ] دست او است و حصهء او به تنهايى به حدّ نصاب رسيده [ است ] ، زكات تعلّق مىگيرد [ به شرط سلامت محصول ] ، و جايز است تخمين زدن غلّه و كشت ، كه چه مقدار است .
خاتمه « 4 »
" واجب است زكات به عين نه به ذمّه كه " اگر متمكّن شد از رسانيدن عين زكات به امام يا مستحقّ يا ساعى در گرفتن ، و نداد ، ضامن است ؛ و اگر متمكّن از اداء نبود ، ساقط است .
" و اگر بر نصاب واحد ، چند سال گذشت و زكاتدهنده از غير آن عين ، زكات را خارج مىكرد ، به عدد هر سال زكات مكرّر مىشود ؛ ولى اگر از غير آن خارج نكرده ، زياده بر يك سال ، واجب نيست . و اگر به مقدار نصاب نبود ، بلكه زياده
] 72 / B [
بر يك نصاب بود ، زكات مكرّر مىشود و از آن قدرى كه زياده بر نصاب است ، كم مىشود
هامش
( 1 ) . « ولى به عين هم تعلّق دارد » ؛ [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . بين دو قلاب ترجمهء متن ارشاد است ؛ اين قسمت توسط مترجم ابتدا چنين ترجمه شده و سپس بر آن خط كشيده شده است : « و صحيح است دادن خرما و انگور ، عوض همديگر ؛ انگور ، عوض خرما و خرما ، عوض انگور » .
( 3 ) . على قول . [ شيخ محمّد على ] .
( 4 ) . مرحوم علّامه از اين قسمت تعبير به « خاتمه » و مرحوم مترجم تغيير به « تنبيه » نموده است .