تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
بلى اگر در برگشتن به قدر مسافت رسيده ، قصر نمايد ؛ سوم : اين است كه سفر خود را قطع نكند به نيّت ماندن ده روز يا زياده ، يا به رسيدن به شهرى كه شش ماه يا زياده در آن توقّف داشته باشد و در آنجا ملكى داشته باشد و قصد توطّن در آن كرده باشد ؛ و اگر در ميان آنجايى كه از آنجا سفر كرده تا آنجايى كه قصد توقّف دارد ، مسافت معتبره بوده باشد ، در راه قصر كند و وقتى رسيد ، تمام است ؛ و اگر به حدّ مسافت نيست ، تمام است ؛ و اگر چند موطن دارد در سفرش كه هر كدام را در آن شش ماه توقّف كرده [ به قصد توطّن ] ، اگر ميانهء هر دو موطن ، قدر مسافت هست ، قصر كند ؛ و الّا ، همه را تمام كند . چهارم : آن است كه سفر جايز باشد ؛ و اگر سفر او معصيت باشد ، تمام كند [ نماز را ] . و كسى كه به قصد صيد رفته ، ولى صيد لهو نيست ، صيد تجارت است ، در نماز و روزه ، قصر كند بنابر بعضى از اقوال « 1 » . « 2 » پنجم : آن كه كثير السفر نبوده باشد ؛ يعنى سفر او زياده بر حضرش نباشد - مثل مكارى و كشتىبان و طالب آب و گياه و طالب بازارها - ، و قاصد ، " قاعدهء كليّه در قصر ، حكم او است كه اگر در شهرى ده روز يا قصر كند ؛ و اگر ده روز يا زياده در شهرى نمىماند ، تمام كند در شب و روز ، بنابر بعضى از فتاوى " . « 3 » ششم : پنهان شدن ديوارها يا صداى اذان آن بلد ؛ كه پيش از اين وقت نمىتواند قصر كند ؛ و آن ، نهايت قصر است در برگشتن از آن سفر كه اگر به جايى رسيد كه اذان را مىشنود و ديوارها نمايان است ، تمام بكند .
] 42 / A [
و كسى كه قصر مىكرد ، اگر در شهرى ده روز بماند ، تمام كند ؛ و اگر مردّد بود در اقامت و سفر ، قصر كند ، مگر آن كه سى روز بگذرد و او مردّد باشد ؛ كه تمام نمايد ؛ اگرچه [ براى ] يك نماز ، بيش [ تر ] در آنجا توقّف نكند .
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء كاتب ، نوشته شده : « [ اگر براى صيد ] لهو رفته ، تمام كند » . ( 2 ) . نك : غاية المراد ، ج 1 ، ص 219 - 223 . ( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 1 ، ص 223 - 225 .