است كه نماز را فرادى به هر قسم كه شد ، به جا آورد ؛
و اگر متمكّن از قبله نشدند ، استقبال در تكبيرة الاحرام به تنهايى مجزى است ؛ و اگر از آن هم متمكّن نشدند ، بىآن صحيح است .
و جايز است كه اگر متمكّن نشدند ، در حال سوارى بخوانند و سجده بر قربوس زين بكنند ؛
و اگر از نماز ، عاجز شد عوض آن تسبيح بگويد در هر ركعت به اين نحو ؛ « سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه اكبر » ؛ و آن كفايت مىكند از جميع افعال و اذكار نماز .
و اگر نماز خوف مىخواند و در اثناء [ نماز ] ، ايمنى حاصل شد ، برگردد به نماز ؛ كه در حال امن ، واجب است .
و اگر نماز مىخواند و در وسط [ نماز ] خائف شد ، برگردد
] 32 / B [
به نماز خوف ؛
و اگر نماز خواند به گمان رسيدن دشمن [ و ] بعد معلوم شد [ كه ] اشتباه كرده يا آن كه حايلى بوده كه مانع دشمن بوده ، مكفى « 1 » است .
و كسى كه از سيلى يا درنده بترسد ، نماز شدّت خوف بخواند ؛
و كسى كه به گل فرو رفته باشد يا غرق شده باشد با ايماء و اشاره نماز بخواند ؛ ( و نماز ، شكسته نمىشود مگر براى نماز مسافر و نماز خوف ) .
مقصد چهارم : در نماز سفر است
واجب است قصر كردن در نمازهاى چهار ركعتى ، به چهار شرط :
اوّل : مسافت است ؛ كه هشت فرسخ است يا چهار فرسخ نسبت به « 2 » كسى كه بدون قصد اقامت يا قاطع سفر ، برگردد . و اگر نمىداند به قدر مسافت هست يا نه و بيّنه هم نيست ، تمام كند ؛
دوم : قصد داشتن به آن مسافت است ؛ چنانچه كسى كه در بيابان گم شد يا عقب بندهاش مىگرديده ؛ چون كه طى مسافت را اگر بكند ، بىقصد است ، نبايد قصر كند ؛
هامش
( 1 ) . كافى است .
( 2 ) . در نسخه « بالنسبه » بدل « نسبت به » مىباشد .