نيست ولى وقتى گفتى
( رَبَّكَ فَكَبِّرْ )
دلالت دارد بر اينكه براى غير خدا تكبير جايز نيست .
( مترجم - مانند
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
، كه تقديم مفعول براى انحصار و اختصاص است يعنى فقط تو را عيادت كرده و از تو يارى ميطلبم ) .
( و نستكثر ) در محلّ و موضع نصب بنا بر حال است .
( فذلك ) مبتداء است و
يَوْمٌ عَسِيرٌ )
خبر آن ( و يومئذ ) جايز است كه مرفوع باشد و جايز است منصوب . پس وقتى مرفوع باشد مبنى بر فتح مىشود به جهت اضافه بودن به ( اذ ) زيرا ( اذ ) متمكّن از اعراب نيست و وقتى كه منصوب باشد بنا بر ظرفيت است و تقدير و باطن آن اينست ( فذلك يوم عسير فى يوم ينفخ فى الصّور ) پس اين روز سختى است در روزى كه در صور دميده مىشود و اين قول زجاج است .
ابو على در بعضى از كتابهايش گويد : نصب ( يومئذ ) جايز نيست بنا بر اينكه عامل در آن ( عسير ) بوده باشد براى اينكه صفت عملى به قبل از موصوف نميكند . ميگويد : منصوبست يومئذ بنا بر اينكه صله ( فذلك ) بوده باشد براى اينكه اين كنايه از مصدر است پس گويا گفته است پس اين نقر در اين روز و بنا بر اين باطن و تقدير آن اينست .
( فذلك النّقر فى ذلك الوقت نقر يوم عسير ) پس اين صدا در اين وقت صداى روز سختى است .
و قول او
( عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ )
بر كافرها آسان نيست . بنا بر اينست كه متعلّق بعسير باشد نه بيسير بعلّت اينكه آنچه مضاف اليه در آن ، عمل مىكند مقدّم بر مضاف نميشود بنا بر اينكه گفتند ( غير ) در حكم حرف نفى است ،