قيام بانتقام از خونش مىكند و اين انتقامجويى خواب را از چشم او ميبرد وقتى كه تو در خوابى و ميگويند براى كسى كه خون خود را گرفته كه اين خون خواب رفته است و شاعر توصيف مىكند كسى كه شتر او را برگردانيده .
اوردها سعد و سعد مشتمل * يا سعد لا تروي بهذاك الإبل
برگردانيد آن شتر را سعد و حال آنكه سعد پشمينه و پارچه به خود گرفته بود اى سعد - به اين شترت آبيارى نكن و اشتمال مانند تدثّر است .
( وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ )
يعنى بزرگ بدار آن را و او را تنزيه و مبرّا كن از آنچه سزاوار او نيست .
و بعضى گفتهاند : تكبير بگو او را در نماز و بگو اللَّه اكبر .
( وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ )
يعنى و لباس نمازت از نجاست تطهير و پاك كن .
قتاده و مجاهد گويند : خودت را از گناهان پاك كن و ثياب عبارت از نفس و شخص است و بنا بر اين تقدير و باطن آن اينست ( و ذا ثيابك فطهّر ) و اين خودت را از گناه پاك كن ، پس مضاف كه ( ذا ) باشد حذف شده و تأييد مىكند اين قول را گفته عنتره شاعر :
فشككت با الرّمح الاصّم ثيابه * ليس الكريم على القنا بمحرم
پس دوختم لباسش را به بدنش با نيزه يعنى چنان نيزه زدم بر او كه لباسش را به بدنش دوختم و كرم بر نيزه حرام نيست .
و بعضى گفتهاند : معنايش اينست لباست را از آلوده شدن آن بر معصيت حيله كردن پاك كن . چنانچه سلامة بن غيلان ثقفى گويد : ابن عبّاس براى او انشاد كرده .
و انّى به حمد اللَّه لا ثوب فاجر * لبست و لا من غدره اتقنّع