مىشود براى اينكه بوده باشد با فعل منصوب به آن بدل از ( منّ ) در معناى چنانى كه فعل بر آن دلالت دارد و از آنچه كه فعل در آن واقع مىشود موقع و جاى مصدر گفته عروة بن الورد است كه ميگويد :
فقالوا ما تشاء فقلت الهو * الى الاصباح اثر ذى اثير « 1 »
پس گفتند چه ميخواهى گفتم بازى كنم تا صبح ( با معشوقهام ) اراده كرد از گفتهاش ( فقلت الهو ) پس گفتم بازى كنم پس نهاد كلمه الهو را جاى اللّهو بازى كردن را .
لغت :
( مدّثر ) مفتعل از باب دثار ( و دثر ) مگر اينكه ثاء ادغام شده در دال و آن پوشيده به لباس ( و لحاف و پتو و ملافه ) است هنگام خواب .
( و تكبير ) صفت اكبر است بنا بر اعتقاد به معناى آن مانند تكبير گوينده اللَّه اكبر در نماز . و تكبير نقيض و ضدّ صغير است و كبير الشّأن آن مختصّ است بتوسعه دادن قدرت و علم و دانايى ( و طهارة ) نظافت و پاك كردن و نابود كردن نجاست است زيرا نظافت گاهى بنابود كردن چرك و كثافت غير نجس است و گاهى به از بين بردن نجاست و طهارت در آيه قسم دوّم است « 2 » ( و منّ ) تذكر و بخاطر آوردن نعمت است به چيزى كه موجب كدورت ، و
هامش
( 1 ) جوهرى در صحاح اللّغه گويد : افعل هذا اثر ذى اثير يعنى ميكنم آن را در پى اين .
( 2 ) فاضل مقداد ( در كنز العرفان ) گويد : پاك كردن لباس واجب بنفس نيست بلكه براى نماز واجب است و شيخ طوسى در كتاب نهايه گويد :
تصّرف در نجاست به هيچ عنوان جايز نيست و حال آنكه فقها گفتهاند در فروش روغن نجس جايز است براى روشن كردن زير آسمان نه زير سقف و از اين