تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
تو پيامبر هستى برخيز و مردم را انذار كن و از خداى تواناى يكتا بترسان ، و ايشان را دعوت بتوحيد و يكتا پرستى نما و در اين فرمانست آنچه كه بايد باشد زيرا خداى تعالى به پيامبرش وحى نميكند مگر با برهانهايى روشن ، و معجزات ظاهره‌اى كه دلالت كننده باشد بر اينكه آنچه بر او وحى مىشود ، از طرف خداى تعالى پس نياز به چيزى كه جز آنها را ندارد و فزع و جزع نميكند . و بعضى گفته‌اند كه معنايش اينست اى كسى كه طالب و خواهان ردّ كردن آزارى بسبب فرو رفتن در جامه‌ات بخواه ردّ آزار و اذيّت را بترسانيدن و انذار قومت از آتش اگر ايمان نياوريد . و بعضى گفته‌اند : كه آن حضرت خود را بجامه كوچكى پيچيده تا بخوابد پس فرمان آمد اى خواب كننده از خواب بر خيز و بترسان قوم و خويشانت را . 2 و بعضى گفته‌اند كه مقصود به كلمه قم جدّيت و كوشش در كار و قيام ، به رسالت و ترك سستى در اين وظيفه است و مثل اينست كه گفته شود از آنچه به آن امرت كرده‌ام نخواب و كوتاهى نكن و اين مانند قول عرب است كه وقتى ميخواهد تعريف كند كسى را بكوشش و راستى عزيمت و تصميم ميگويد : فلانى در كارش خواب ندارد و مثل اينست كه خواب را محظور و مانع از صاحب حاجت ميدانند تا بحاجت و خواسته و نيازش برسد و به اين مطلب اشعارشان گويا شده و گفته‌اند :
الا يا ايّها النّاهى فزارة بعد ما * اجدت لامر انّما انت حاكم
ارى كلّ ذى وتر يقوم بوتره * و يمنع عند النّوم اذا انت نائم
آگاه باش اى آنكه منع كننده فزاره هستى از حرب و جنگ و انتقام بعد از آنى كه كوشش كردند بامرى كه تو از آن غافلى ، ميبينيم بر صاحب خونى را كه