دليل :
( الرّجز ) بضمّ بنا بر قرائت حسن و آن نام بتى بوده به گمان آنان ، و قتاده گويد : آن دو بت بنام اساف و نائله بوده است .
و كسى كه بكسر خوانده پس آن عذاب و معنايش اينست صاحب عذاب را دورى كن براى اينكه عبادت آن مؤدّى به عذاب مىشود و ممكنست كه رجز و رجز ( بضمّ و بكسر ) دو لغت باشد مانند ذكر و ذكر ( بكسر ذال و ضمّ آن ) .
ابن جنّى ( نحوى ) گويد جزم در ( تستكثر ) محتمل دو امر است .
1 - بدل باشد از ( تمنن ) مثل اينكه گفته ( لا تستكثر ) اگر كسى اشكال كند و بگويد در بدل معتبر است صلاحيت داشته باشد كه دوّمى جاى اوّل بايستد و اگر گفتمى ( لا تستكثر ) دلالت بر منع منّت نميكند براى استكثار و حال اينكه معنا اينست منّت نگذار منّت مستكثر گفته شود گاهى بدل بر حذف اوّل ( مبدل منه ) مىشود و گاهى بر نيّت ثبات او مىشود و اين مثل گفته تو است كه مىگويى زيد مررت به ابى محمّد پس ابا محمّد بدل از هاء مىشود و اگر گفتى زيد مررت بابى محمّد قبيح است پس قول خداى تعالى و لا تمنن تستكثر از از اين قبيل است و ابو حاتم جزم را بنا بر بدليّت انكار نموده .
2 - اينكه اراده كرده باشد تستكثر پس راء ساكن كرد به جهت سنگينى ضمّه با حركات زياد چنان كه ابو زيد از قول آنها حكايت كرده ( بلى و رسلنا ) به سكون لام و امّا ( تستكثر ) بنصب پس بدرستى كه مضمر است و اينكه بدل باشد از قول او ( و لا تمنن ) در معنى آيا نمىبينى كه معناى آن نباشد از تو منتّى پس استكثار است پس گويا گفته است نباشد از تو منّتى كه استكثار كنى پس مضمر