تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

دليل :

( الرّجز ) بضمّ بنا بر قرائت حسن و آن نام بتى بوده به گمان آنان ، و قتاده گويد : آن دو بت بنام اساف و نائله بوده است . و كسى كه بكسر خوانده پس آن عذاب و معنايش اينست صاحب عذاب را دورى كن براى اينكه عبادت آن مؤدّى به عذاب مىشود و ممكنست كه رجز و رجز ( بضمّ و بكسر ) دو لغت باشد مانند ذكر و ذكر ( بكسر ذال و ضمّ آن ) . ابن جنّى ( نحوى ) گويد جزم در ( تستكثر ) محتمل دو امر است . 1 - بدل باشد از ( تمنن ) مثل اينكه گفته ( لا تستكثر ) اگر كسى اشكال كند و بگويد در بدل معتبر است صلاحيت داشته باشد كه دوّمى جاى اوّل بايستد و اگر گفتمى ( لا تستكثر ) دلالت بر منع منّت نميكند براى استكثار و حال اينكه معنا اينست منّت نگذار منّت مستكثر گفته شود گاهى بدل بر حذف اوّل ( مبدل منه ) مىشود و گاهى بر نيّت ثبات او مىشود و اين مثل گفته تو است كه مىگويى زيد مررت به ابى محمّد پس ابا محمّد بدل از هاء مىشود و اگر گفتى زيد مررت بابى محمّد قبيح است پس قول خداى تعالى و لا تمنن تستكثر از از اين قبيل است و ابو حاتم جزم را بنا بر بدليّت انكار نموده . 2 - اينكه اراده كرده باشد تستكثر پس راء ساكن كرد به جهت سنگينى ضمّه با حركات زياد چنان كه ابو زيد از قول آنها حكايت كرده ( بلى و رسلنا ) به سكون لام و امّا ( تستكثر ) بنصب پس بدرستى كه مضمر است و اينكه بدل باشد از قول او ( و لا تمنن ) در معنى آيا نمىبينى كه معناى آن نباشد از تو منتّى پس استكثار است پس گويا گفته است نباشد از تو منّتى كه استكثار كنى پس مضمر
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 46 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى