تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
ناراحتى شود و قطع مىكند حقّ سپاس و تشكّر به آن را . ميگويند : ( منّ بعطائه ) منّت گذاشت به بخشش خود منّت ميگذارد منّت گذاردنى وقتى اين كار را نمود و امّا منّت بر اسير پس آن آزاد كردن اوست . بقطع كردن اسباب و ريسمان اسارت . ( و استكثار ) طلب كثرت و زياديست و در اينجا طلب ذكر استكثار است بر بخشش . ( و ناقور ) بر وزن فاعول از نقر مانند هاضوم از هضم و حاطوم از حطم و آن چنانست كه بكوبد و بدمد در آن براى در آوردن آهنگ و صدا بسبب آن . ( و يسير ) كم زحمت و مشقّت را گويند و از آنست يسار كه به معناى توانگرى و زيادى مال است براى كمى مشقّت در آن در خرج كردن و انفاق نمودن و از آنست تيسر الامور يعنى سهولت و آسانى كارها .

اعراب :

( وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ )
تقدير و باطنش ( قم فكبّر ربّك ) بر خيز و خداى خود را تكبير بگوى و همچنين است آيهء بعد از آن يعنى ( قم و ثيابك فطهّر ) ( قم و الرّجز فاهجر ) و فائده تقديم و جلو افتادن مفعول از آن اختصاص است ، زيرا وقتى گفتى ( و كبّر ربّك ) دلالت نميكند بر اينكه تكبير براى غير خدا جايز
هامش
( قول معلوم مىشود كه سقف از دود آن نجس و غير جايز است و شهيد در روضه فرمود فروش روغن دنبه گوسفند مرده به هيچ حال جايز نيست براى عدم جواز عين نجاست بطور مطلق و رود نهى از شارع در بيع نجاست و نهى ، نميكنند مگر از چيزى كه قابل انتفاع به آن باشد زيرا چيز بى منفعت قهرا مورد معامله قرار نميگيرد و نهى از آن معنا ندارد . ( شعرايى )
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 48 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى