عبد اللَّه بن عمر گويد : اهل علّيين نگاه باهل بهشت ميكنند از آن مقام و هر گاه مردى از آنها توجّهى بسوى بهشت نمود . بهشت از نور روى او روشن شود و اهل بهشت ميگويند مردى از اهل علّيين بر ما توجّه و التفات نمود .
( إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ )
يعنى نيكان در لذّتهاى انواع نعمتهاى - بهشتى قرار ميگيرند .
( عَلَى الْأَرائِكِ )
بر اريكهها و پشتىهاى بهشتى تكيه داده حسن گويد ما نميدانستيم اريكه چيست تا مردى از يمن پيش ما آمد . پس معلوم شد كه اريكه نزد آنها حجله ( اطاق پذيرايى يا خوابگاه عروس و داماد است ) كه در آن تخت باشد .
( يَنْظُرُونَ )
نگاه ميكنند آنچه را كه به آنها از نعمتها و كرامتها داده شد مقاتل گويد : نگاه بدشمنانشان ميكنند هنگامى كه عذاب و شكنجه ميشوند .
( تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ )
يعنى وقتى آنها را ديدى ميشناسى كه ايشان بهشتى و اهل نعمت هستند بسبب آنچه در چهرههاى آنها نور و زيبايى و سفيدى و خرّمى ميبينى . عطاء گويد : اين به جهت اينست كه خداوند فزونى در جمال و الوان آنها داده كه هيچ تعريف كن نميتواند توصيف آن نمايد .
« گفتار مفسّرين در باره شراب بهشتى »
( يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ )
سقايت ميشوند از شرابهاى ناب و خالص از هر غش و آلودگى .
( مَخْتُومٍ )
آن سرابى كه دست نخورده و سر به مهر و يا براى آن پايان و عاقبت است . و بگفته بعضى ( مختوم ) و سر به مهر و در شيشه سر بسته بمشك است