بالا بر ايشان جارى شود .
التّغامز : اشاره كردن بعضى بر ديگرى به چشم است از روى مسخره و عيبجويى گفته مىشود چشمك زد .
الفاكهون اللاهون : شوخى و تفريح كردن از روى غفلت است و فكاهه شوخى كردن است . و اصل و ريشهء ثواب از رجوع است مثل اينكه رجوع مىكند به عملش بر عامل و ثاب عليه عقله هر گاه رجوع كند .
اعراب :
عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ
ممكنست مفعول منصوب باشد براى تسنيم يعنى مزاج و طبيعتش از چشمهاى باشد كه از بالا بر ايشان ميريزد . مانند قول خداى تعالى . او اطعام يتيما . و ممكنست كه منصوب باشد بنا بر تقدير . و يسقون من عين . و ممكن است منصوب بر حاليّت باشد و تسنيم معرفه و عينا نكره باشد .
مقصود و تفسير :
چون ذكر حال فجّار گذشت خداى سبحان در پى آن حال نيكان را ياد نموده پس فرمود :
( كَلَّا )
يعنى افرادى كه به عذاب ابدى خدا رسيدهاند ايمان به آن نميآورند . پس بنا بر اين متّصل بما قبل آن مىشود . و بعضى گفتهاند : يعنى حقّا و متّصل بما بعدش مىشود .
( إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ )
البتّه كتاب نيكانى كه مطيع خدا هستند
( لَفِي عِلِّيِّينَ )
يعنى هر آينه در مراتب عاليه محفوف و پيچيده بجلالت است . قتاده و مجاهد و ضحّاك و كعب گويند : يعنى در آسمان هفتم و در آنجا ارواح مؤمناست . در