تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
عدد سى و چهل تا عدد نود و عدد بيست هم بر همين منوال جارى شده است زجاج گويد : ( عليّون ) ناميست براى بلندترين مكانها و اعراب آن مانند اعراب جمع است . براى اينكه آن بر لفظ جمع است چنانچه مىگويى : هذا قنسرون . اين است قنسرون . و رأيت قنسرين . الارائك : پشتىها و مخطّه است كه در حجله‌ها و اطاقهاى پذيرايى گذارده مىشود . الرّحيق : مشروبيست كه خالص باشد . حسان گويد :
يسقون من ورد البريض عليهم * بردى تصفّق بالرّحيق السلسل
مينوشانيدن هر كسى را كه بر ايشان در منطقه بريص وارد ميشد از آب خنك يا شراب سردى كه از اين ظرف بظرف ديگر ميكردند . شاهد اين بيت كلمه رحيق است كه شراب خالص باشد . خليل گويد : رحيق بهترين و نيكوترين شرابست . التّنافس : آرزوى هر يك از دو نفس است . مثل چيز نفيسى را كه براى آن ديگريست كه براى او باشد . تنافسوا فى الشّىء تنافسا آرزو كنند در چيزى آرزو كردنى . و نافسه و نفّس عليه بالشّىء آرزو كرد بر او چيزى را . ينفّس نفاسه ، آرزو مىكند نفاسه و گرانقدرى را هر گاه به آن بخل ورزيد براى بزرگى قدر آن نزد آن . و اين چيزى كه آرزوى آن مىكند ارزنده و گرانقدر است . المزج : ممزوج و مخلوط كردن مايعى بمايع ديگر است كه بر خلاف آن باشد مانند ممزوج كردند شراب به آب ( شير با سركه ) . التسنيم : چشمه آبيست كه از بالا به پائين جارى مىشود . از غرفه‌ها بر ايشان جارى مىشود . و مشتق از سنام است و سنمت العين تسنيما هر گاه از