ديده نميشوند و در وقت غروبشان متوارى ميگردند . و اينست خنوس و كنوس آنها و بگفته ابن مسعود آنها گاو وحشى است و بگفته ابن جبير آنها آهوان هستند .
( وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ )
حضرت على عليه السّلام و ابن عبّاس و مجاهد و قتاده گويند : يعنى آن گاه كه به تاريكى خود ادبار نمود و بگفته حسن آن گاه كه بتاريكيش اقبال نمود . و بگفته جبائى آن گاه كه به پردهء خود جهان را تاريك نمود .
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ )
يعنى آن گاه كه صبح پرده از چهره خود بر گرفت و روشن نمود و مقصود اينكه روشنايى آن كشيده شد تا روز گرديد .
( إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ )
حسن و قتاده گويند : اين جواب قسم است .
يعنى اينكه قرآن گفته فرستاده بزرگواريست بر پروردگارش و او جبرئيل عليه السّلام است . و آن كلام خداى تعالى است كه بر لسان او نازل كرده يعنى آن را محمّد صلّى اللَّه عليه و آله از جبرئيل عليه السّلام شنيده و از قبل و طرف خود نگفته است . و بعضى گفتهاند : كه آن را اضافه بجبرئيل عليه السّلام نموده براى اينكه خداوند تبارك و تعالى بجبرئيل فرمود برو خدمت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و به او چنين بگو . سپس جبرئيل ( ع ) را تعريف و فرمود :
( ذِي قُوَّةٍ )
يعنى در آنچه تكليف به او شده و به آن مأمور گرديده از علم و عمل و تبليغ رسالت .
هامش
( تدوير ميناميدند . و امّا امروز آنها را نسبت ميدهند بامتزاج حركت زمين با حركت اين ستارگان و شرح اين بسيار مفصّل رجوع بكتب هيئت و نجوم شود . فخر رازى گويد : رجوع اين ستارگان خنوس و كنوسشان مخفى شدن آنهاست در زير نور خورشيد . يعنى موقع سوختن يا در روز . ( شعرايى )