تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
تَشاؤُنَ
هم نيز داخل در جواب قسم است . و قول او
لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ
بدل از قول او للعالمين . بدل بعض از كلّ است . پس تمام اين مركب از فعل و فاعل و از قسم و جوابهاى آنست .

مقصود و تفسير :

سپس خداوند سبحان آنچه در پيش فرمود مؤكّد نمود به قسم و فرمود :
( فَلا أُقْسِمُ )
يعنى فاقسم . پس سوگند ياد ميكنم ولاء زايد است و ما ياد كرديم اختلاف علماء را در باره لا در آيه
( لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ )
( بِالْخُنَّسِ )
و آنها ستارگانى هستند كه روز پنهان ميشوند و شب ظاهر ميشوند .
( الْجَوارِ )
صفت خنّس است زيرا آنها در مدار و افلاك خود سير ميكنند
( الْكُنَّسِ )
نيز از صفات آن ستارگان است كه متوارى و پنهان در بروج خود ميشوند چنان كه ، آهوان در لانه‌هاى خود پنهان ميشوند . حضرت على عليه السّلام ميفرمايد آنها پنج ستاره هستند : 1 - زحل 2 - مشترى 3 - مريخ 4 - زهره - 5 - عطارد « 1 » و بعضى گفته‌اند : يعنى آنها در روز غايب و مخفى ميشوند و
هامش
( 1 ) اين پنج ستاره در عرف منجّمين و ستاره شناسان ستارگان پنجگانه متحيّر و سر گردان ناميده ميشوند براى اينكه سير آنها شباهت بسير ماه و خورشيد ندارد بلكه مثلا از برج حمل به برج ثور سير مىكند و چند روزى در جاى خود بى حركت توقّف ميكنند سپس بر ميگردند در مسير خود دو مرتبه تا داخل برج حمل ميشوند از آخرش پس باز چند روز از حركت ميمانند سپس در سير خود مستقيم ميشوند و همچنين تا اينكه مشترى در يك دور يازده مرتبه رجعت و برگشت دارد و زحل بيست و نه رجعت و اين بنظم و قدر معيّن و مرتّب مانند ساير حركات فلكيه است و منجّمين قديم اين را نسبت ميدادند بافلاك صغيرى كه محيط به زمين نيستند هر گاه ستاره‌اى در پائين خود سير ميكرد آن را ميديدى بر گشته است و هر گاه در بالا سير ميكرد آن را مستقيم ميديدى و آنها را فلك