پس آنها را سرنگون و وارونه افكندم . و امّا امانت اينكه من امر به چيزى نشدم كه آن را به غير از اهلش و صاحبش بدهم و بگويم .
سپس خداوند سبحان جماعت كفّار را مخاطب ساخته و فرمود :
( وَ ما صاحِبُكُمْ )
نيست صاحب شما كه شما را دعوت به خدا و اخلاص طاعت و عبادت او نموده
( بِمَجْنُونٍ )
ديوانه . و مجنون آنست كه بر عقلش پردهاى باشد كه درك و احساس امور را بر آنچه هست نكند . براى آفتى كه او را فرو گرفته و براى فرو گرفتن آفت است كه از شخص خواب ممتاز و مشخّص است . براى اينكه خواب آفت نيست . و اين نيز جواب قسم است خداوند سوگند ياد كرده كه قرآن را جبرئيل به آن حضرت نازل كرد و البتّه حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله . آن طور كه اهل مكّه به او نسبت جنون ميدهند نيست .
( وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ )
قتاده و مجاهد و حسن گويند : يعنى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله جبرئيل عليه السّلام را ديد بر صورتى كه خداى تعالى او را به آن آفريده در جايى كه خورشيد طلوع مىكند و آن افق اعلى از طرف مشرق است
( وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ )
ابن عبّاس و سعيد بن جبير و ابراهيم و ضحّاك گويند : يعنى بروحى خداى تعالى و آنچه او را از اخبار غيبى خبر ميدهد متّهم نيست . زيرا احوال او ناطق و گوياى بصداقت و امانت اوست .
و كسى كه آن را با ضاد ( ضنين ) خوانده . مقصود و معنايش اينست كه او در رسانيدن آنچه از خدا به او اعلام شده بخيل نيست چنانچه خداوند او را تعليم نمود .
( وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ )
و آن قول شيطان بگفته حسن كه خدا او را رجم بلعنت و نفرين كرده نيست و بنا بر گفته بعضى ديگر آن قول شيطانى كه به سبب تير شهاب از آسمان رانده شده است نيست . و مقصود اينست كه قرآن