كرد و طومار دوستى را از روى عداوت بست و مبادرت برفتن نمود .
شاهد اين بيت كلمه و أب ليذهبا .
و در بارهء الأب گويد :
جذمنا قيس و نجد دارنا * و لنا الابّ بها و المكرع
اصل و ريشه ما از قيس است و در شهر نجد است خانه و منزل ما و براى ما در آنجا چراگاه و نخلستانى در كنار آب است .
شاهد اين بيت كلمه اب است كه به معناى چراگاه است .
الصّاخه : يعنى صاكه خراشيدن گوش به جهت شدّت صوت آن كه كر كننده است .
القتره : دود و از آنست قتار باد سياه زيرا آن مانند دود است .
اعراب :
فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ :
آن عامل در ظرف است ( جار و مجرور ) در قول خدا
( لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ )
براى هر كدام از ايشان در آن روز شغليست كه او را بىنياز ميگرداند . يعنى ثابت دارد براى هر كدام از ايشان آن شغل را در وقت آمدن صداى دوّم اسرافيل .
تفسير :
و چون خداوند سبحان به او نمود خلقت پسر آدم را ياد كرد روزى او را براى اينكه عبرت بگيرد
( فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى
طَعامِهِ )
بايد آدمى نگاه به طعامش كه مىخورد و او را تقويت و نيرو ميبخشد از طعامهاى لذيذى كه ميل او است چگونه خداوند آن را آفريده و براى روزى بندهگانش آماده ساخته . و