42 - اينگروه همان ناگرويدگان و تبهكارانند . .
قرائت :
اهل كوفه ( انا صببنا ) را بفتح قرائت كرده و ديگران بكسر خواندهاند و در قرائت شواذ ابن محيص ( يعنيه ) به عين و فتح ياء خوانده است .
دليل :
ابو على گويد : كسى كه بكسر خوانده تفسير آن را نظر كردن ( بطعامه ) گرفته چنانچه براستى قول خداى تعالى
( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ )
تفسير براى وعده است و كسى كه فتح داده . پس گفته است ( انّا ) پس معنى بنا بر بدل اشتمال است . براى اينكه اين چيزها مشتمل بر بودن طعام و حدوث آن است . پس آن از قبيل
( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ )
« 1 » ميپرسند تو را از ماه حرام ( بگو ) جنگ و جدال در آن و
( قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ )
« 2 » كشته شدند و يا مرگ بر ياران حفرههاى آتشى كه صاحب شعله و گيرانه بود و قول خدا
( وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ )
« 3 » و فراموش نكرد و يا از ياد نبرد مگر اينكه شيطان او را بفراموشى و غفلت مبتلا كرد . براى اينكه ذكر مشتمل بر مذكور است و معناى
إِلى طَعامِهِ
. الى كون طعامه و حدوثه است و آن مورد اعتبار و معتبر است .
ابن جنّى گويد : قول خدا ( يعنيه ) به عين قرائت خوبى است امّا البتّه قرائت جماعت محكمتر و بهتر است از جهت معنى زيرا گاهى چيزى انسانى را كمك و يارى مىكند ولى بينياز نميكند او را از غير آن . آيا نمىبينى
هامش
( 1 ) بقره : 217
( 2 ) سوره بروج : 4
( 3 ) كهف : 63