شده كه گويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود مردم عريان و پا برهنه و ناتوان بر انگيخته ميشوند از شدّت حرارت سيلاب عرق بدهن و پرده گوش آنها ميرسد . گويد گفتم واى بر ما اى رسول خدا بعضى از ما نظر به ديگرى مىكند فرمود : مردم در گرفتارى و شغلى هستند كه توجّه به اين ندارند و تلاوت فرمود
( لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ )
سپس خداوند احوال مردم را تقسيم نمود در آن روز و گفت
( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ )
يعنى چهرههايى در آن روز نورانى و درخشان
( ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ )
خندان و شادمان از خشنودى و خوشحالى به آنچه براى او از ثواب آماده ساخته شده . و از وجوه اراده كرده صاحب چهرها را .
( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ )
و چهرههايى در آن روز غبار گرفته . يعنى و در هم است براى غصّهاى كه دارند .
( تَرْهَقُها )
يعنى بالا ميرود از آن و ميپوشاند آن را ( قترة ) يعنى سياهى و تيرهگى در موقع ديدن آتش .
زيد بن اسلم گويد : غبره چيزيست كه از آسمان به زمين پائين ميآيد و قتره آنست كه از سمت زمين به طرف آسمان بالا ميرود .
( أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ )
آن گروه ايشانند كافرهايى در اديانشان .
( الْفَجَرَةُ )
گنهكارانى در افعالشان و خوارج ( نهروان ) استدلال كردهاند به اين بر اينكه كسى كه مؤمن نيست ناچار كافر است براى اينكه خداوند سبحان چهرهها را به دو گروه تقسيم نموده و تعلّقى هم براى ايشان به آن نيست زيرا خداوند سبحان ياد كرده در اينجا دو قسم چهرهها را متقابل و برابر يكديگر چهرههاى مؤمنين و چهرههاى كفّار و چهرههاى فساق