تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
كسى كه هزار درهم دارد و صد درهم از آن را برداشته و بسبب آن كمكى به كار و نياز خود نمود از بقيّه آن كه نهصد درهم است بينياز نميشود كه آن را به ديگرى بخشد بلكه به آن اهتمام نموده و در حفظ آن ميكوشد و امّا هر گاه امر او را از غير آن كفايت كرده بود قوىتر بود . پس بشناس اين مطلب را .

لغات :

الحديقه : باغ محدود را گويند و جمعش حدائق است و از آنست قول ايشان كه ميگويند : احدق به القوم . وقتى كه او را احاطه و دوره كنند . و الغلب : بمعنى غلاظ است . شجره غلبا . درخت تنومند را گويند فرزدق شاعر گويد :
عوى فاثار اغلب ضيغميّا * فويل ابن المراغة ما استثارا
صداى سگ نمود پس تحريك كرد ( جرير ) مرا كه او را هجو كنم پس واى بر پسر مراغه و آنچه كه تحريك نمود « 1 » شاهد اين بيت كلمه اغلب ضيغميّا است كه به معناى سخت و تنومند دلاور است . و الأب : چراگاه از علوفه و گياه و ساير روئيدنى است كه آن را حيوانات و چهار پايان چرا ميكنند و گفته مىشود آب الى سيفه فاستله . يعنى مبادرت بشمشيرش نموده و آن را از غلاف كشيد پس مبادرت آن مانند مبادرت چراگاه است بخروج و بيرون رفتن . اعشى گويد :
صرمت و لم اصرمكم و كصارم * اخ قد طوى كشحا و أب ليذهبا
بريدى دوستى را از من و من نه بريدم از شما مانند آن كه برادرى را قطع
هامش
( 1 ) مراغه اسم و يا لقب مادر جرير شاعر معاصر و رقيب فرزدق است .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 311 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى