انديشه و فكر كند چگونه او را متمكّن از بهره بردارى و انتفاع به آن نموده سپس بيان كرد و گفت
( أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا )
يعنى باران را نازل كرديم نازل كردنى .
( ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا )
آن گاه شكافتيم زمين را شكافتنى بگياهها
( فَأَنْبَتْنا فِيها )
پس رويانيديم در زمين
( حَبًّا )
يعنى از جنس حبوباتى كه ( مانند جو و گندم و برنج و و و . . ) تغذيه نموده و ذخيره مىكند
( وَ عِنَباً )
انگور را امتياز داد براى منافع بسيار آن
( وَ قَضْباً )
ابن عبّاس و حسن گويد : آن رطبهاى نارسى است از درخت خرما يكى بعد از ديگرى مىافتد و علوفه چهار پايان ميگردد .
( وَ زَيْتُوناً )
و آن روغنى است كه از فشردن زيت بدست ميآيد
( وَ نَخْلًا )
جمع نخله است
( وَ حَدائِقَ غُلْباً )
يعنى باغهاى محدود و محاطى كه تنومند و بزرگ دارد . مجاهد گفته است غلبا باغيست كه پيچيده بدرختان بزرگ باشد
( وَ فاكِهَةً )
يعنى ساير ميوههاى گوناگون
( وَ أَبًّا )
يعنى چراگاه و مراتع - چنانى كه مردم آن را كشت كردهاند از آنچه را كه چارپايان ميخورند و بعضى گفتهاند : آب و چراگاه براى حيوانات چون ميوهها براى انسانهاست .
( مَتاعاً )
يعنى منفعت
( لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ )
معنايش گذشت آن گاه ياد كرد روز قيامت را و فرمود
( فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ )
ابن عبّاس گويد : يعنى صيحه قيامت به اين جهت ناميده شده براى اينكه گوش را ميخراشد يعنى چنان بگوشها ميرسد كه نزديك مىشود آن را كر كند .
و بعضى گفتهاند : براى اينكه همه مردم آن را ميشنوند . و البتّه حرف تضعيف صاد قلب بياء شده براى كراهيت و سختى تضعيف . پس گفتند :
اصاخ چنان كه گفتند تظنّيت در تظنّنت و تقضى البازى در تقضض . « 1 »
هامش
( 1 ) تقضى البازى جزئى از بيت عجاج است كه ميگويد : دانى جناحيه