سپس خداوند سبحان ياد كرد كه در چه وقتى آن صداى گوش خراش و صيحه قيامت ميآيد . و فرمود :
( يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ )
روزى كه آدمى از برادر و مادر و پدر و همسرش
( وَ بَنِيهِ )
و پسرانش فرار مىكند .
يعنى التفات و توجّهى بيكى از اينها براى بزرگى آنچه او در آنست و اشتغال او به خودش نميكند اگر چه در دنيا اعتنا و توجّه كامل به آنها داشت .
و بعضى گفتهاند : از آنها فرار مىكند احتياطا از مطالبه كردن آنها او را به آنچه ميان او و آنها از ناراحتيها و سختيها و ستمها كه بوده است .
و بعضى گفتهاند : براى آگاهى و علم اوست كه آنها براى او سودى ندارند و او را بى نياز به چيزى نميكنند . و ممكن است او مؤمن باشد و نزديكان و فاميل او اهل آتش باشند . پس با آنها دشمنى كند و التفات به آنها نمىكند يا از ايشان فرار مىكند براى اينكه نبيند بايشان از سختيها چه رسيده .
( لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ )
يعنى براى هر انسانى از ايشان امر و گرفتارى بزرگيست كه او را از نزديكانش مشغول و از ايشان او را منصرف ميدارد و معناى يغنيه از زيادتى كه بر اوست كفايت مىكند او را يعنى در آن فضل برترى براى او از غير او نيست . براى آنچه او در آنست از امرى كه او را احاطه نموده و سينه او را پر ساخته پس مانند بينياز از چيزى در امر خود شده كه توجّهى به آن ندارد .
و از عطاء بن يسار از سوده همسر گرامى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت
هامش
( من الطور فعمر تقضى البازى ( يعنى تقضض البازى ) اذا البازى كسر يعنى باز دو بالش را جمع كرد و از كوه طور گذشت فرود آمد باز زيرا باز موقع فرود آمدن بال خود را ميشكند و جمع مىكند و در جزء اوّل ص 127 گذشت ذكر بيت مذكور .