ميكنى
( وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى )
يعنى چه چيز تو را ملزم داشته كه به او التفات كنى اگر اسلام نياورد و از نجاست كفر پاك نگردد زيرا بر تو نيست مگر ابلاغ و رسانيدن
( وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى )
و امّا آن كسى كه نزد تو ميآيد و كوشش دارد يعنى ابن امّ مكتوم كه عمل در خير مىكند
( وَ هُوَ يَخْشى )
و حال آنكه او ميترسد از خداى عزّ و جلّ
( فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى )
يعنى تو از او تغافل نموده و از او مشغول به ديگرى ميشوى
( كَلَّا )
يعنى ديگر تكرار نكن و تنفّر كن از آن
( إِنَّها تَذْكِرَةٌ )
يعنى آيات قرآنى تذكّر و موعظه است براى مردم .
( فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ )
هر كس خواهد آن را ياد كند . يعنى تنزيل يا قرآن يا وعظ و اندرز را و معنا اينست . پس كسى كه خواهد آن را ياد كند ياد كند و در اين مطلب دلالت بر اينست كه بنده قدرت بر فعل دارد و در آن مخيّر است و قول خدا ( كلّا ) در آن دلالت بر اينست كه در آينده براى او نيست كه بتواند كارى كند . و امّا گذشته پس نهى و منعى از اين در آن تقدّم نيافته پس معصيت نيست . سپس خداوند سبحان خبر به جلالت و عظمت مقام قرآن نزد خود داده و فرموده
( فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ )
ابن عبّاس گويد : يعنى اين قرآن يا اين تذكره و خاطر نشان در كتابهاى بزرگى نزد خداست و آن لوح محفوظست و بعضى گفتهاند : يعنى كتب پيامبران كه بر آنها نازل شده مثل قول خداى سبحان
( لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى )
.
( مَرْفُوعَةٍ )
در آسمان هفتم . و بعضى گفتهاند : مرفوعه يعنى خداوند آن را از دناست و پليدى نجاستها بلند و دور داشته
( مُطَهَّرَةٍ )
يعنى آن را دست نبايد بزند مگر پاكان . جبائى گويد : آن قرآن محفوظ از اينست كه دست كفّار به آن برسد . براى آنكه آن در دست فرشتگان است در بهترين مكانها