پس اگر گفته شود اگر خبر اوّل صحيح باشد آيا عبوس بودن گناه است يا نه . پس جواب داده مىشود . كه عبوس و انبساط براى نابينا بى تفاوت و يكسانست زيرا او نمىبيند كه برايش دشوار باشد . پس گناهى نيست .
پس جايز است كه خداوند سبحان پيامبرش را براى اين مورد ، عتاب و سرزنش قرار دهد تا اينكه او را به بيشتر محاسن اخلاقى دريابد و او را بر بزرگى و عظمت حال مؤمنى كه بطلب ارشاد آمده آگاه نمايد و او را متوجّه سازد كه الفت گرفتن با مؤمن كه بر ايمانش استوار بماند سزاوارتر از الفت گرفتن با مشرك است بطمع ايمان آوردن او .
جبائى گويد : در اين عتاب دلالت است بر اينكه فعل ( عبوس شدن ) در ما بعد معصيت است به جهت نهى و امّا در گذشته . پس دلالتى ندارد كه آن معصيت بوده قبل از اينكه خداوند نهى از آن كند و خداوند سبحان نهى نفرمود مگر در اين وقت . و بعضى گفتهاند : كه اين كارى كه نابينا كرد يك نوع از بى ادبى بود . پس او را بسبب اعراض از او نيكو ادب نمود مگر اينكه ممكن است كه توهّم و خيال شود كه اعراض از او براى فقر و نادارى او بوده و اقبال و توجّه به بزرگان مشركين قريش جهت رياست ايشان و بزرگ داشت ايشان . پس خداوند سبحان او را براى اين خاطر سرزنش فرمود . و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه هر وقت عبد اللَّه بن ام مكتوم را ميديد ميگفت آفرين ، آفرين بر تو . نه به خدا قسم كه ديگر هرگز خدا مرا در بارهء تو سرزنش نكند و آن قدر به او محبّت و مهربانى نمود كه او از حيا و خجالت از حضور در مجلس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله خوددارى مينمود . « 1 »
هامش
( 1 ) فخر الدّين رازى عليه ما عليه در تفسير كبيرش گويد : مفسّرين اجماع