يعنى آنچه امر كرده او را به آن ( ما امره به ) پس باء حذف شده و تقديرش ما امره پس هاء اوّل حذف شده و هاء مانده براى ما موصوله و هاء محذوف براى انسان
( قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ )
.
شأن نزول
بعضى از مفسّرين گفتهاند : آيات در باره عبد اللَّه بن ام مكتوم نازل شده و او عبد اللَّه بن شريح بن مالك بن ربيعه فهرى از بنى عامر بن لوى است . و اين در وقتى بود كه او آمد خدمت رسول خدا ( ص ) در حالى كه آن حضرت با عتبة بن ربيعه و ابو جهل بن هشام و عبّاس بن عبد المطّلب ، و ابى و اميّة پسران خلف مشغول صحبت بود و آنها را بسوى خدا ميخواند و اميد مسلمان شدن آنها را داشت .
پس ابن مكتوم گفت اى پيامبر خدا بخوان براى من و از آنچه خدا به تو آموخته به من بياموز پس شروع كرد بصدا زدن پيغمبر ( ص ) و مكرّر آن حضرت را فرا خواند و نميدانست كه آن حضرت اشتغال دارد و با ديگرى مشغول صحبت است تا آثار كراهت در صورت پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله براى قطع كلامش ظاهر و آشكار شد و در خاطر خود گفت كه اين بزرگان قريش خواهند گفت كه نابينايان و بردهگان پيروى او را نمودهاند . پس از آن نابينا اعراض نموده و به آن مردمى كه با آنها مكالمه ميكرد توجّه نمود . پس آيات مزبور نازل شد و بعد از اين جريان هر وقت پيامبر او را ميديد به او ميفرمود مرحبا به كسى كه خداوند مرا بسبب او توبيخ فرمود و به او ميگفت آيا حاجتى دارى و دو بار او را در دو غزوه در مدينه جانشين و خليفه خود فرمود .
انس بن مالك گويد او را در روز جنگ قادسيّه ديدم كه زرهى در بر و