فغضّ الطّرف انّك من نمير * فلا سعد ابلغت و لا كلابا
پس چشمت را به پوش و به بند كه تو از قبيله نميرى پس نه بقبيله سعد رسيدهاى و نه به همّيت قبيله كلاب و همين طور است معنا در آيه . و جواب اذا در قول خدا
( فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى )
در قول او
( فَأَمَّا
مَنْ طَغى )
و ما بعد از آن است . و قول خدا
أَوْ ضُحاها
. ضحى را اضافه به عشيّه نموده . و غداة و عشيّه و ضحوة و . پس بدرستى كه معنى
فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى
اينست كه البتّه امر چنين است . و قول خدا او ضحاها . ضحى را اضافه به عشيّه نموده . و غداة و عشيّه و ضحوة و ضحى براى روزيست كه در آنست . پس اگر گفتى اتيتك صباحا و مساء مسائه و صباحه پس معنايش آمدم تو را در صبح است و مساء بعد از صباح آيد و اتيتك مساء آمدم تو را در عصر و صباح بعد از مساء خواهد آمد و مىگويى اتيتك العشيه و غداتها آمدم تو را شام و صبح آن .
تفسير :
هنگامى كه خداوند سبحان آنچه را كه موسى آورد از عصا و يد بيضاء و غيره و او را با فرعون روبرو و به آنچه در دنيا و آخرت فرعون را عقوبت نمود مقدّم داشت . پند و موعظهاى براى مردم عصر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود و تحذيرى - براى ايشان از مثالها پشت سر آن منكرين بعث و قيامت را مخاطب نمود و گفت
( أَ أَنْتُمْ )
آيا شما اى مشركين منكرين قيامت
( أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ )
يعنى
هامش
( كرهى خلق كرده باشد كه بر آن قشرى كه قابل رفتن و زراعت كردن باشد - نباشد به اينكه بر تمام سطح آن آب باشد يا مايع آب شده آتشى سپس بر آن اين قشرى كه موسوم به زمين است حادث شده باشد به اينكه خشكى از زير آب بيرون آيد يا اينكه سرد شود و جسم آتشى منجمد گردد تدريجا . و اوّل خروج خشكى از دريا از موضع كعبه باشد و از آن زمين گسترش يابد براى اينكه آن وسط زمين قديم است تقريبا از جزاير خالدات تا درياى چين از جهت طول و از عرض ده درجه جنوبى تا 50 درجه شمالى و عرض مكّه 20 درجه و 40 دقيقه است . ( شعرايى )