آن خدايى كه آسمان را محكم و بلند نموده براى ما خانهاى بنا كرده كه پايههاى آن محكمتر و درازتر است .
التّسوية : قرار دادن يكى از دو چيز است در حد يا در حكم خود به مقدار و اندازه ديگرى .
الغطش : ظلمت و تاريكى است و اغطشه اللَّه . يعنى خدا آن را تاريك و ظلمانى نمود و اغطش آنست كه در چشمش شبيه عمش يعنى : آب ريزش داشته و ضعيف باشد و فلاة غطشاء يعنى بيابانى كه در آن هدايت و راه بيرون رفتن نيست .
الدحو : بسط و گسترش است دحوت . ادحو . دحوا و دحيت .
ادحى . دحيا دو لغت ميباشند .
اميّه بن ابى الصّلت گويد :
دار دحاها ثم اعمر بابها * و اقام بالآخرى الّتي هى امجد
منزلى كه آن را گسترش داد سپس درب آن را تعمير نمود و در منزل ديگرى اقامت نمود كه آن رفيعتر و بهتر بود از منزل اوّل . شاهد اين بيت كلمه دحاها كه به معناى گستردنست .
و اوس گويد :
ينفى الحصى من جديد الارض مبترك * كانّه فاحص او لاعب داح « 1 »
سيلى كه شن و ريك را از روى زمين بسرعت ميبرد مثل اينكه آن سيل
هامش
( 1 ) اوس بن حجر تميمى از شعراء جاهليت است و جديد الارض روى زمين و ابترك سرعت كردن است و هر وقت شعرى از اين قصيده ديدم كه در باره