او خواهد بود و ارداف نجوم پى در پى بودن بعضى از آن بعضى ديگر است و ارداف ملوك در جاهليت آنهايى بودند كه جانشين ملوك ميشدند . و ردفان شب و روز است ( كه در پى هم خواهند بود ) . الوجيف : پريشانى و اضطراب شديد است . و قلب واجف . دل پريشان را گويند . و وجيف شتاب و سرعت در سير است . او جف السير - يعنى شتاب كرد در حركت . و از عج الرّكاب فيه . يعنى در حركت بشدّت و سختى ركاب زد .
الحافره : محفوره يعنى در گو ( مثل ماء دافق ) يعنى مدفوق و بعضى گفتهاند : الحافره به معناى زمين حفر شده است . و رجع الشيخ فى حافرته يعنى از جايى كه آمده بود برگشت و اين مثل برگشت قهقرى به عقب برگشتن است .
شاعر گويد :
احافرة على صلع و شيب * معاذ اللَّه من سفه و عار
آيا از ريختن موى جلوى سر و سفيد شدن محاسن بر گشتى است پناه بر خدا ميبرم از ننگ و سفاهت يعنى آيا بر گشتى بسوى جوانى و اوّل زندگيست شاهد در اين بيت كلمه حافره است كه بمعنى برگشت بقهقرى است .
يعنى آيا بر گشتى بسوى جوانى و اوّل زندگيست و گفته مىشود النّقد عند الحافره يعنى قرار نميگيرد سم اسب تا اينكه نقد و دريافت كند ثمن و جايزه مسابقه را براى اين كه جهت خويش نسيه فروخته نميشود سپس بسيار شد اين مثل تا در غير حافر هم گفته شد .
السّاهره : يعنى روى زمين . و عرب روى زمين از بيابانهاى خشك را ساهره گويد يعنى صاحب بيدار شبى . براى اينكه هر كس در آن باشد