تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
و سبز است . يعنى كفّار وقتى طلب سايبانى از آن ظلّ و سايه ميكنند ، آن سايه حرارت زبانه و شعله آتش را از ايشان دفع نميكند . سپس خداوند سبحان آن آتش را تعريف فرمود و گفت
( إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ )
بدرستى كه آن آتش مىپراند جرقّه‌اى به اطراف
( كَالْقَصْرِ )
يعنى مانند در بزرگى . و بيم آن پرواز و پرش آنست بر كافرها از هر جهت . پناه بر خدا ميبريم از آن ، از ابن عبّاس و مجاهد نقل شده كه گويد : قصر مفرد قصور است از بناها و عرب شتر را تشبيه به قصور مىكند . اخطل گويد :
كانّه برج رومىّ يشيّده * لزّ بحصّ و آجر و احجار
گويا كه آن برج رومى است كه آن را محكم با گچ و آجر و سنگ چسبانيده است . عنتره گويد :
فوقفت فيها ناقتى و كانّها * فدن لأقضي حاجة المتلوّم
پس متوقّف نمودم در آن شترم را و مثل آنكه آن قصر و اطاق انتظار است بر آورم حاجت نيازمند منتظر را و فدن قصر است . قتاده و ضحّاك و سعيد بن جبير گفته‌اند : كالقصر يعنى مانند ريشه و تنه درختان بزرگ سپس رنگ آن را تشبيه بجمالات صفر نمود و گفت
( كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ )
حسن و قتاده گفته‌اند : گويا آن ريسمان و طناب سياه است ، براى اينكه سياهى آن از زردى است . فرّاء گويد : سياه‌تر از شتر نمىبينى مگر اينكه آن مايل بزردى باشد و براى همين عرب شترهاى سياه را صفراء ناميده .