بنا بر تكسيرش جمائل آيد .
ذو الرّمه گويد :
و قرّبن بالزّرق الجمائل بعد ما * تقوّب عن غربان أوراكها الخطر
شترها نزديك تلها و پشتههاى ريك شدند بعد از آنكه با دم خود مرتّبا برانهاى خود زده و آن را مجروح نمودند شاهد اين بيت كلمه جمائل است كه جمع بكسر آمده .
و امّا جماله . پس تاء ملحق به جمالا شده براى تأنيث جمع چنانچه ملحق به فحل و فحاله و ذكر و ذكاره شده . و كسى كه جمالات بضمّ قرائت كرده پس آن جمع جماله و آن شراع و ريسمانى از ريسمانهاى كشتىهاست و گفته مىشود از زنجيرهاى جسر و پل متحرّك است .
زجاج گويد : و جايز است كه جمع جمل جمال و جمالات باشد - چنانچه گفته مىشود رخال جمع رخل است . و كسى كه ( كالقصر ) بفتح صاد قرائت كرده پس آن جمع قصره گرفته يعنى گويا آن گردنهاى شتر است .
و بعضى گفتهاند : القصر ريشه درخت است و مفرد آن قصره است مجاهد هم همين طور خوانده گويد و آن برگ و شاخه درخت است .
حسن گويد : قصره و قصر مانند جمره و جمر و آن ريشههاى درختست گويد : و مردم آن را بر روى بام منزلها و قصرهايشان قرار ميدهند ( و مقصود علف و گياهانيست بر روى سقف گذارده و روى آن گل اندود ميكنند ) .
ابن جنّى گويد : ابو على براى ما حديث كرد كه قصر در اينجا بمعنى قصرها و آن خانههائيست از گل كه وقتى در كنار آب منزل ميكردند ميساختند