براى اينكه يكى از آن دو بمنزله ديگريست در امتناع طاعت او آيا نميبينى كه اثم مانند كفران است . در اين معنى سيبويه گويد : و اگر گفته بود ( لا تطع آثما و لا تطع كفورا ) هر آينه معنى منقلب ميشد زيرا در اين هنگام حرام نميشد طاعت هر دو آنها .
تفسير :
سپس خبر داد خداى سبحان از خودش و گفت
( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا )
در آن شرف و تعظيم است . البتّه ما خودمان فرو فرستاديم بر تو قرآن را فرو فرستادنى . ابن عبّاس گويد : يعنى در مورد نزولش ما تفصيل داديم آيهاى بعد از آيهاى و آن را يك مرتبه نازل نكرديم « 1 »
( فَاصْبِرْ )
اى محمّد بر آنچه تو را امر نمودم به آن از تحمّل با رسالت
( لِحُكْمِ رَبِّكَ )
اين كه تبليغ رسالت و قرآن نموده و عمل كنى بعضى گفتهاند : كه خداوند امر فرمود پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را به صبر و شكيبايى گر چه او را تكذيب كنند در آنچه آورده و بيم داده مر كسانى را كه او را تكذيب نمودهاند .
( وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ )
يعنى پيروى نكن از مشركين مكّه
( آثِماً )
گنهكارى چون عتبة بن ربيعه .
( أَوْ كَفُوراً )
مقاتل گويد : يعنى ناسپاسى چون وليد بن مغيره را براى اينكه اين دو نفر به آن حضرت گفتند از اين دعوت و تبليغت بر گرد ما تو را بى نياز ميكنيم بمال و عيال دادن .
قتاده گويد : كفور ابو جهل است كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را از نماز منع كرد و گفت هر آينه اگر ديدم محمّد را كه نماز ميخواند البتّه پا بر گردن او خواهم
هامش
( 1 ) در سابق بيان كرديم كه نزول قرآن دفعى و ابلاغش تدريجى بوده است .