محتمل است . آن گاه خداى سبحان فرمود
( نَحْنُ خَلَقْناهُمْ وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ )
ما آنها را آفريديم و استوار كرديم آفرينش آنها را .
مجاهد و قتاده گفتهاند : يعنى ما تقويت نموده و محكم كرديم آفرينش آنها را . ربيع گويد : اسرهم يعنى مفصلهاى آنها را . حسن گويد : يعنى وصل كرديم بعضى از رگهاى بزرگ و كوچك آنها را برگها و عصبهاى ديگر و اگر بر اين نظم و ترتيب استوار نشده بود هر آينه امكان نداشت عمل كند با آنها و فايده برد از آنها .
جبائى گويد :
( شَدَدْنا أَسْرَهُمْ )
يعنى ايشان را ما نيرومند و توانا گردانيديم .
و بعضى گفتهاند : يعنى ما آنها را تكليف كرديم و سخت گرفتيم آنها را بامر و نهى تا اينكه تجاوز از مرز و حدود خدا نكنند چنانچه اسير را محكم به كند و قيد مىبندند كه فرار نكند .
( وَ إِذا شِئْنا بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا )
يعنى و وقتى ما خواستيم آنها را هلاك كنيم و بجاى ايشان امثال آنها را بياوريم ميتوانيم ولى براى تمام شدن حجّت بر آنها آنان را باقى گذارديم
( إِنَّ هذِهِ )
البتّه اين سوره
( تَذْكِرَةٌ )
يعنى تذكّر و اندرز است كه بسبب آن به ياد امر آخرت خواهند افتاد .
قتاده گويد : البتّه اين رسالتيست كه آن را ابلاغ مىنمايى
( فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا )
پس هر كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش فرا گيرد . يعنى پس هر كه خواهد بسوى خشنودى پروردگارش راهى را فرا گيرد به اينكه عمل به طاعت خدا و اجتناب از گناه و معصيت او نمايد . و در اين آيه دلالت است ، كه استطاعت پيش از عمل است . « 1 »
هامش
( 1 ) مترجم گويد : تنها اين آيه نيست كه دلالت بر استطاعت قبل از