تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
آشاميدم از آب دحرضين و صبح كردم در حالى كه اى دختر مخرم مشكل بود يا بنده‌گان تو كنايه از اينكه روز سختى بود . و فرّاء گفته :
شربن بماء البحر ثم ترفّعت * متى لجج خضر لهنّ نشيج
آشاميدند زنها از آب نهر بزرگ يا دريا آن گاه بالا پريدند هنگامى كه موج‌هاى متحرّك براى آنها ايجاد صدا و ناله كرده بود .
( يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً )
مجاهد گويد : يعنى اين چشمه آنها را هر جا كه ميخواستند از منازل و قصورشان ميبرد . و التّفجير : شكافتن زمين است بجريان آب گويد : و نهرهاى بهشت جاريست بدون داشتن گودى و شيب پس هر وقت مؤمن اراده مىكند ، كه نهرى جارى سازد خطّى ميكشد پس از آن موضع آب ميجوشد و بدون زحمت جارى مىشود . آن گاه توصيف فرمود : خداى سبحان گروه ابرار را و گفت :
( يُوفُونَ بِالنَّذْرِ )
مجاهد و عكرمه گفته‌اند : يعنى آنان در دنيا به اين صفت بودند كه وفا به نذر و عهد خود مينمودند و ايفاء به نذر اينست كه آنچه نذر كرده براى آن انجام دهد و وقتى نذر طاعت و عبادتى نمود آن را تمام كند و وفاى به آن نمايد . قتاده گويد : يعنى تمام كنند آنچه را كه از واجبات خداوند بر آن واجب
هامش
( - را حركت داد . جعفر دستور داد فورا مردم خارج شوند چون احساس خطر كرد . پس مردم با بيم و هراس بيرون رفتند و هارون وارد مجلس شد و گفت كى بود اين مناظر اى پسر زن بد نام . به خدا تصميم گرفتم او را بكشم ، و بعد به آتش بسوزانم . .