تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
شرّ و بدى را دوست ندارند . و بعضى گفته‌اند : آنها افرادى هستند كه حقوق واجبه و مستحبّه را اداء ميكنند . و تمام خاندان رسالت عليهم السّلام و موافقين و طرفداران - آنها و بسيارى از مخالفين ايشان اتّفاق كردند كه مراد از ابرار على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام است . و آيه مزبور و آيات بعد از آن متعيّن است كه در بارهء آنها نازل شده . و نيز اجماع و اتّفاق كلّ است كه ايشان ابرار هستند ولى غير ايشان مورد خلاف است . « 1 »
( يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ )
يعنى ظرفهايى كه پر از شراب بهشتى است
( كانَ مِزاجُها )
يعنى طبيعت آن
( كافُوراً )
عطاء و كلبى گويند : آن چشمه‌اى است
هامش
( 1 ) مترجم گويد : مناسب ديدم در اينجا حديث هشام بن حكم را در فضيلت على عليه السّلام از نظر حضرات اهل سنّت نقل نمايم . شيخ بزرگوار مفيد در كتاب اختصاص ص 96 ميگويد : احمد بن حسن گفت حديث كرد براى ما عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى گفت هارون الرّشيد لعنه اللَّه . به جعفر بن يحيى برمكى گفت دوست دارم مناظره اهل كلام را بطورى كه مرا نبينند بشنوم كه هر چه ميخواهند بىپرده و تقيّه به آن استدلال كنند پس جعفر دستور داد علماء مناظره در خانه او حاضر شوند و هارون هم در جايى نشست كه سخن آنها را مىشنيد و او را نمىديدند پس جمع شدند و منتظر شدند ، تا هشام بن حكم بيايد و هشام وارد شد در حالى كه پيراهن كوتاهى بر تن داشت و شلوارى كه تا نصف ساق پاى او بود و به همه سلام كرد و براى جعفر تشخّص و امتيازى قائل نشد . پس يك نفر از آنها گفت چرا على عليه السّلام را بر ابو بكر ترجيح و تفضيل دهيد و حال آنكه خداوند ميفرمايد :( ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا )دوّمى از آن دو نفر كه در غار بودند وقتى كه برفيقش ميگفت محزون مباش خدا با ماست . هشام گفت بگو آيا حزن و غصّه ابو بكر در اين موقع براى رضاى خدا بود