تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
باقر عليه السّلام روايت نموده كه گفت مذكور در علم بود ولى در آفريده‌ها نبود و عبد الاعلى مولى آل سام از حضرت ابى عبد اللَّه صادق عليه السّلام مثل آن را روايت نموده و از حمران بن اعين روايت كرده كه گفت پرسيدم از آن حضرت كه فرمود چيز تقدير شده بود ولى چيزى موجود نبود . و در اين دلالت است بر اينكه معدوم معلوم است اگر چه مذكور نباشد و معدوم را هم چيز مينامند . پس وقتى انسان حمل بر جنس انسانى شد پس مقصود اينست كه او پيش از ولادتش معلوم نيست و معروف و ياد شده نيست كه او كيست و به او چه اراده شده ، بلكه
هامش
( آيه 24 ) چون مراد از حين در اين آيه قيامت است . اعرابى از جابر خاست و به نزد عمر بن خطّاب رفت و از او نيز همين سؤال را نمود . عمر گفت تا چهل سال بايد با عيالت سخن نگويى . زيرا خداوند در قرآن فرموده :( هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً )چون اين نشان ميدهد كه حضرت آدم چهل سال بين آب و گل بوده است . ( سورهء دهر آيه 1 ) . اعرابى سپس به نزد عثمان رفت و همان سؤال كرد . عثمان گفت : تا يك سال بايد از سخن گفتن با عيالت خوددارى كنى ، زيرا خداوند در قرآن ميفرمايد :تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها( سورهء ابراهيم آيهء 25 ) چون ميوهء درختان در ظرف يك سال حاصل مىشود . اعرابى آن گاه به خدمت ( امير المؤمنين ) عليه السّلام شرفياب شد و سؤال خود را عرضه داشته . حضرت فرمودند چنانچه در شب نذر كرده‌اى بايد تا صبح از سخن گفتن با عيالت خوددارى كنى ، و هر گاه در روز نذر نموده‌اى بايد تا شب از اين عمل پرهيز نمايى زيرا خداوند در قرآن فرموده( فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ )( سوره روم آيه 17 ) پس منزّه است خدا هنگامى كه شام ميكنيد و منزّه است خدا هنگامى كه صبح ميكنيد . اعرابى از اين جواب شاد گرديد ، و در حالى كه ميگفت« اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ »سورهء انعام آيهء 124 - از خدمت حضرت روانه گرديد .