قتاده و سفيان و جبائى گفتهاند : زمانهايى كه چيز ذكر شدنى نبودى سپس ذكر شدى و هر كس در ذات و باطن خودش ميداند كه موجودى نبود سپس بوجود آمد . پس در اين موضوع انديشه و فكر كرد ميفهمد كه براى او صانعى بوده كه او را بوجود آورده و خالقى كه او را ايجاد و احداث نموده و مقصود به انسان هم آدم عليه السّلام اوّل كسى است كه بنام آدم مرسوم گشته .
ابى مسلم گويد : مقصود از اين انسان تمام انسانهاست و الف و لام براى جنس است .
و بعضى گفتهاند : كه گذشت بر آدم عليه السّلام چهل سال كه نبود - چيز مذكورى نه در آسمان و نه در زمين بلكه يك جسد و كالبد افتاده از گل بود پيش از آنكه روح در آن دميده شود . « 1 » عطاء از ابن عبّاس روايت كرده كه خدا آدم را ايجاد كرد بعد از يكصد و بيست سال .
عياشى باسنادش از عبد اللَّه بن بكير از زراره روايت كرده كه گفت پرسيدم از حضرت باقر عليه السّلام از سخن خدا
( لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً )
فرمود چيزى بود ولى ياد شدنى نبود . و نيز باسنادش از سعيد حدّاد از حضرت
هامش
( 1 ) مترجم گويد : كلمه حين مانند ساعت و عين معانى عديده و اطلاقات متعدّده دارد و در فهميدن آن دانايان يكسان نيستند و شاهد بر اين مصاحبه شگفت انگيز است كه ابو الفتوح رازى در تفسيرش ج 1 ص 137 نقل نموده و ما عينا آن را براى دوستان مينگاريم . ميگويد مرد عربى در عصر ابو بكر نزد وى آمد و گفت من نذر كردهام كه يك ( حين ) با عيال خود سخن نگويم . اكنون تكليف من چيست و تا چه مدّتى با وى نبايد حرف بزنم . ابو بكر گفت بايد تا قيامت با وى حرف نزنى زيرا خداوند در قرآن ميفرمايد :وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ. براى شما در روى زمين قرارگاه و متاع است تا روز قيامت ( اعراف -