( ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى )
سپس بسوى خاندان خويش رفت .
( از روى تبختر ) يعنى برگشت بسوى خاندانش با تكبّر و غرور كه در رفتنش افتخار ميكرد . و بعضى گفتند كه مقصود ابو جهل ابن هشام است .
( أَوْلى لَكَ فَأَوْلى )
و اين تهديد از خداست و معنايش اينست كه اى ابو جهل سختيها و زشتيها سزاوار تو و نزديك به تو است . و در روايتى آمده ، كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دست ابى جهل را گرفت و فرمود
( أَوْلى لَكَ فَأَوْلى ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى )
بديها سزاوار تو پس سزاوار توست . و تكرار فرمود ابو جهل گفت به چه چيز مرا تهديد ميكنى تو و خداى تو توانايى اينكه كارى به من كنيد و مكروهى به من وارد نمائيد نداريد و من عزيزترين مردم اين سرزمين هستم پس خداوند سبحان چنانچه پيامبر فرمود در باره او نازل نمود .
و بعضى گفتهاند . يعنى مذمّت و سرزنش سزاوارتر و شايستهتر است بر تو از ترك آن مگر آنكه آن حذف شد و در كلام بسيار آمده تا گرديده به منزلهء الويل لك . و از محذوفهايى شده كه اظهار آن جايز نيست .
قتاده گفته آن تهديد است و معنايش اينست . بدى در دنيا سزاوار توست ، سزاوار تو است . سپس بدى در آخرت شايسته توست ، شايستهء تو است . و تكرار براى تأكيد است .
جبائى گفته : دور باشى تو از خيرات دنيا و دور باشى از خيرات ، و خوبيهاى آخرت .
و بعضى گفتهاند : سزاوار تو است اى ابو جهل آنچه در جنگ بدر ( از كشته شدن و مذلت ) كه ديدى پس سزاوار تو است آنچه در قبرت ببينى و آنچه در قيامت خواهى ديد و براى همين ( ثم ) داخل نمود و گفت ( ثم فاولى لك فى النّار )