اينكه ببينند هر يك از آن را بدون نور و روشنى « 1 » و اين قول اختيار فراء و زجاج مىباشد . و جمع بر سه گونه است 1 - جمع مكانى 2 - جمع زمانى 3 - جمع اعراض در محلّ . امّا جمع دو چيز در حكم يا صفت جايز است زيرا حقيقت جمع قرار دادن يكى از دو چيز است با ديگرى .
ابن مسعود گفته جمع ميان خورشيد و ماه در طلوع آنهاست از مغرب مانند دو شترى كه نزديك هم و با هم حركت كنند .
( يَقُولُ الْإِنْسانُ )
ميگويد آن انسانى كه قيامت را دروغ ميشمارد
( يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ )
يعنى راه فرار و پناهگاه كجاست و فرّاء گفته ممكن است به اين معنى باشد محلّ فرار كجاست .
زجاج گويد : مفر بفتح فرار و بكسر مكان فرار است . خداوند سبحان - فرمايد .
( كَلَّا لا وَزَرَ )
يعنى فرارگاه و پناه گاهى نيست براى كفّار كه به آن پناهنده شوند و وزر مكانيست از كوه و يا غير آن كه به آن پناهنده شده و متحصّن ميگردند . و زير را كه وزير ميگويند براى اينست كه مردم در كارها به او پناهنده ميشوند ضحّاك گفته : يعنى حصنى و پناهگاهى نيست در آن روز « 2 »
هامش
( 1 ) براى اينكه جمع خورشيد و ماه در يك درجه طوليه در هر محاق و در هر درجه عرضيّه نيز در هر محاق خواهد بود وقت كسوف خورشيد كه ماه حايل و مانع بين آن و زمين مىشود پس در قيامت جمع آن بنوع ديگر خواهد بود مضافا اينكه خداوند سبحان در سورهء يس فرمودلَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ - الْقَمَرَ. سزاوار و شايسته نيست كه خورشيد ادراك ماه نمايد .
( شعرايى )
( 2 ) مترجم گويد : حديث سلسله الذّهب كه خداى سبحان فرمود
كلمه لا إله الّا اللَّه حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى
از همين معناست .