تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
حالى كه ناراحت بودند . جنّيان به آنها گفتند چه باكتانست . گفتند بين ما و اخبار آسمان حايل و مانعى واقع شده و آسمانيها بر ما تير شهاب زده و ما را طرد ميكنند . گفتند اين نيست مگر اينكه تازه‌اى واقع شده . پس بمشرق و مغرب زمين زدند تا علّت منع ورود خود را از آسمان كشف كنند . پس عدّه‌اى از آنها كه بسوى تهامه و مكّه رفته بودند . عبورشان به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه در سوق عكّاذ با اصحابش نماز صبح را ميخواند افتاد . پس چون قرآن را شنيدند گوش خود را فرا داده و گفتند . اينست آنچه موجب محروميت ما شده و ميان ما و اخبار سماوى حايل و مانع گرديده است . پس بسوى قوم خود برگشته و گفتند
إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً
پس خداوند تعالى به پيغمبرش نازل كرد .
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ
. بخارى و مسلم نيز مانند اين روايت را در دو صحيح خود روايت كرده‌اند و از علقمة بن قيس روايت شده كه گفت من بعبد اللَّه بن مسعود گفتم در شب جنّيان چه كس از شما با پيغمبر ( ص ) بود . گفت با آن حضرت هيچكس نبود يك شب در مكّه ما او را گم كرديم . پس گفتيم حتما مشركين حضرت را از بين برده‌اند اگر ما پر داشتيم هر آينه در كوه‌ها و درّه‌هاى مكّه پرواز كرده و او را پيدا ميكرديم . پس ديديم از طرف كوه حرا بسوى ما ميآيد از آن حضرت سؤال كرديم كجا بوديد يا رسول اللَّه ، ما بر شما ترسيديم . و گفتيم ما بد شبى را گذرانديم هنگامى كه شما را گم كرديم . فرمود : مبلّغى از جنّيان رسالتى و پيامى براى من آورد و مرا فرا خواند و دعوت كرد كه بر آنها قرآن بخوانم مرا برد و آثار آنها و آثار آتش آنها را به من نشان