پروردگار ما عاليست و بگفتهء قرظى نعمتهاى خدا بر خلقش عاليست . و تمام اين اقوال بيك معنى برميگردد . و آن عظمت و جلال خداست بر آنچه گذشت ذكر اين دو صفت خدا جلّ جلاله .
و از همين باب است گفتهء انس بن مالك كه ميگفت هر گاه مردى سوره بقره را از حفظ ميخواند در چشم ما بزرگ مينمود .
ربيع بن انس گويد : خداوند تعالى نفرمود تعالى جد ربّنا بلكه جنيان از روى نادانى گفتند و خداوند چنان كه گفته بودند حكايت نمود . و از حضرت ابى جعفر باقر و حضرت صادق عليه السّلام هم همين روايت شده است
وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا
يعنى نادان ما ميگفت
عَلَى اللَّهِ شَطَطاً
مجاهد و قتاده گويند مقصود آنها از سفيه و نادانشان ابليس بود . و شطط . اسراف و زياده روى در ظلم بنفس و خروج از حقّ است . پس اقرار كردند كه ابليس در فريب دادن مردم و فريبكارى و خواندن مردم بگمراهى از حدّ گذشته است و بعضى گفتهاند شطط سختى دور از حقّ و حقيقت و آن دروغ در توحيد ، و عدل خداست .
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً
اقرار كردند كه ايشان گمان داشتند كه هرگز هيچكس از جنّيان و آدميان دروغ بر خدا نمىبندد در شريك گرفتن و همسر و فرزند داشتن . يعنى براى ما آنچه ميگفتند از اين نوع كافى و راست بود و ما خود را بر حقّ ميپنداشتيم تا قرآن را شنيديم و حقّ براى ما روشن شد .
و اين مطلب و مقالهء آنها دليل بر اينست كه ايشان تقليد ميكردند و مقلّد بودند تا قرآن را كه حجّت خداست شنيده و حقّ برايشان روشن و از آن عقيده و