تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
و جنّ از آتش بوجود آمده است . پس بعضى از جنّيان ببعضى ديگر گفتند :
إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً
ما شنيديم قرآن عجيبى و عجب چيزيست كه آدمى را بشگفتى و تعجّب ميآورد . براى مخفى بودن سبب آن و غير عادى بودن مثل آن
هامش
( آن تاجر داد . من فورا متوجّه بآيهء شريفه قرآن در سورهء نمل شدمقالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ. عفريتى از جنّيان گفت من تخت بلقيس را برايت از شهر سبا ( نسام ) ميآورم پيش از آنكه از جايت برخيزى چون ديدم كليد انبار كالاى آن مرد لكنهو را بيك لحظه از جيب دزدان هندى از آن مسافت بعيده حاضر و بدست آن شخص داد و مسافت ميان شهر بنارس و شهر لكنهو كمتر از شهر سبا و شام نيست . ( مترجم ) امّا راجع به شهاب در سورهء حجر گذشت كه قبل از اسلام هم بوده است و لكن بسيارى سقوط اين شهاب‌ها كه تناثر نجوم گفته مىشود كمتر اتّفاق افتاده و اگر واقع شد آن را دليل بر حدوث امر عجيبى گرفته‌اند . و در موقع مبعث پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و نيز سال 329 هجرى كه شيخ بزرگوار جناب على بن محمّد سيمرى وكيل چهارم ناحيهء مقدّسه و جناب شيخ ابو الحسن على بن بابويه قمّى و شيخ جليل شيخ محمّد بن يعقوب كلينى از دنيا رفتند اتّفاق افتاد و آن سال اوّل غيبت كبراى مولاى ما حضرت مهدى عجّل اللَّه فرجه الشّريف بود . و امّا منع شهاب‌ها از استراق سمع شياطين و جنّيان مسلّم است و جاى شكّ و ترديد نيست و آيات عديدهء قرآن به آن ناطق است و قبل از اسلام جادو - گرها و كاهنان بودند كه با جنّيان رابطه داشتند و اخبارى از آنها مىشنيدند و خبر ميدادند ولى بعد از بعثت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شياطين و جنّيان ممنوع از اخبار آسمانى شده و جادوگران هم محروم ماندند . ( مترجم )