تقليد كوركورانه برگشتند . و در اين مطلب اشاره به بطلان تقليد است ( در اصول دين ) و وجوب پيروى از دليل « 1 »
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ
و اينكه بودند مردانى از آدميان كه پناه ميبردند بمردانى جنّيان . حسن و مجاهد و قتاده گويند . يعنى پناه برده و خود را در پناه آنها قرار ميدادند و بودند مردانى از عرب كه هر گاه در مسافرتشان ببيابانى در شب منزل ميكردند ميگفتند اعوذ بعزيز هذا الوادى من شرّ سفهاء قومه .
پناه ميبرم به بزرگ اين صحرا از شرّ نادانهاى قومش . و اين بر حسب اعتقاد آنها بود كه اگر چنين كنند جنّ آنها را حفظ مىكند .
مقاتل گويد : اوّل كسى كه بجنّ پناه برد قومى از يمن بودند سپس بنو حنيفه پناه بردند آن گاه در ميان عرب شيوع پيدا كرد .
بلخى گويد : يعنى مردانى از آدميان بودند كه پناه بمردانى ، از ترس جنّ و اذيّت آنها ميبردند . گويد : رجال نيست مگر در آدميان و مردم .
و اوّلىها گويند در جنّيان هم مردان هستند مانند آنچه در آدميان و مردمان است .
فَزادُوهُمْ رَهَقاً
ابن عبّاس و قتاده گويند : يعنى افزود جنّ انس را گناهى بر گناهشان از كفر و معصيت كه بر آن بودند .
مجاهد گويد : يعنى طغيان و سركشى و بگفته ربيع و ابن زيد ترس و
هامش
( 1 ) ابو على توضيح نداد كدام تقليد باطل است . ميگويم البتّه نظر آن بزرگوار تقليد در اصول دين و عقايد است نه در فروع . بديهى است كه تقليد در فروع احكام و مسائل دين از مجتهد جامع الشّرائط بر عامى واجب و لازم است و الّا عمل او باطل و مؤاخذه خواهد شد . ( مترجم )