و چون قرآن بتأليف و اسلوب مخصوصش از كلام عادى بيرون است و سببش هم از مردم مخفى است بدون ترديد عجيب است . و نيز آن با كلام مخلوق در معنى و فصاحت و نظام مباينت دارد . احدى قدرت بر آوردن مثل آن را ندارد متضمّن اخبار پيشين و پسين است آنچه بوده و خواهد بود . خدا بر دست مردى ناخوانده درس از مردمى بيسواد جارى و ظاهر نمود . پس آن را بزرگداشته و عجب ناميدند .
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ
اين قرآن دلالت و رهنمونى بر هدايت نموده ، و بسوى صلاح دعوت مىكند ( و رشد ضدّ ضلالت و گمراهيست ) .
فَآمَنَّا بِهِ
يعنى ما آن را تصديق كرديم كه از نزد خدا آمده
وَ لَنْ نُشْرِكَ
و هرگز مشرك نميشويم بعد از اين .
بِرَبِّنا أَحَداً
يعنى بعد از اين هيچكس را شريك پروردگارمان قرار نمىدهيم . پس عبادت متوجّه به او بلكه عبادت را خالصا براى خداى تعالى ، انجام ميدهيم .
و مقصود اينست كه ما از خود شروع كرده و هدايت و حقّ را پذيرفتيم و شرك را ترك نموديم و يكتايى خدا را معتقد شديم . و در اين آيه دلالت بر اينست كه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مبعوث بجنّ و انس بودند و اينكه جنّيان هم عاقل و مخاطب و آشنا بلغت عرب و دانا و اينكه آنها تميز بين معجزه و غير معجزه ميدادند و اينكه ايشان رفتند بسوى قوم خود و آنها را دعوت باسلام كردند و خبر باعجاز قرآن دادند و اينكه آن كلام خداست . زيرا كلام بندگان و آدميان تعجّب آور و شگفت انگيز نيست .