واحدى باسنادش از سعيد بن جبير « 1 » از ابن عبّاس روايت كرده كه گفت :
پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم جنّ را نديد و قرآن بر آنها نخواند . مگر روزى با عدّهاى از اصحابش ببازار عكّاذ رفتند . و شياطين در آن موقع از رفتن به آسمان ممنوع و از اخبار سماوى محروم شده بودند . پس بسوى قوم خود برگشتند در
هامش
( 1 ) در اين تفسير نام شريف جناب سعيد بن جبير رضوان اللَّه تعالى عليه و نظر و قول او بسيار ذكر شده مناسب ديدم كه اجمالا او را معرّفى كنم اين بزرگوار از تابعين و از شاگردان عبد اللَّه بن عبّاس مفسّر قرآن و شاگرد امير المؤمنين على عليه السّلام است . او را سيّد تابعين گفتهاند . وى از اصحاب امام زين العابدين عليه السّلام و از اهل ولاء و محبّين خاص و خالص اهل بيت رسالت مخصوص امير - المؤمنين عليه السّلام است .
حجّاج بن يوسف سقفى سفّاك ضحّاك وى را بجرم محبّت و دوستى على عليه السّلام دستگير در مكّه معظّمه نموده و در واسط بقتل رسانيد . قبل از كشتنش به او گفت از على عليه السّلام تبرّى بجوى تا آزادت كنم . گفت معاذ اللَّه حاشا و كلا و با زبانحال سرود :من هم مهر على با شير از مادر گرفتم * روز اول كامدم دستور تا آخر گرفتمجلّاد را طلبيد . گفت زود گردن او را بزن . سعيد تا جلّاد را ديد گفتإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. جلّاد او را مقابله قبله نشانيد . سعيد گفت : وجهت وجهى للذى فطر السماوات و الارض حنيفا مسلما . توجّه نمودم به آنكه آسمان و زمين را ايجاد نمود . حجّاج گفت روى او را از قبله برگردان . جلّاد سعيد را به جهت ديگر نشانيد . گفتفَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ. هر كجا توجّه كنيد همانجا خداست چون جهت خاصّ و مكان معيّن ندارد . حجّاج دستور داد . صورت سعيد را بر خاك گذارده و از قفا سر او را جدا كند جلّاد سعيد را به زمين انداخت و صورت او را بر خاك گذارد . سعيد خواند آيه .مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرىما شما را از خاك آفريده و در آن برگردانيده و براى روز قيامت از آن بيرون ميآوريم پس جلّاد لعنتى سر مبارك سعيد را جدا نموده و در مقابل حجّاج گذارد حجّاج ديد سر بريدهء سعيد بسخن آمده و با صداى فصيح گفت لا إله الّا اللَّه پس حجّاج از ديدن اين منظره بيهوش و پس از سه روز هلاك و بدوزخ رفت ( مترجم )