تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥

تفسير و مقصود :

خداوند سبحان پيغمبرش محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را امر فرمود كه قومش را خبر دهد به چيزى كه به آن عملى نداشتند و فرمود
( قُلْ )
بگو اى محمّد :
أُوحِيَ إِلَيَّ
به من وحى شده و البتّه بفعل مجهول و لفظى كه فاعلش ياد نشده فرمود : به جهت بزرگداشت و احترام . و حال اينكه خداوند سبحان به او وحى فرمود و جبرئيل بر او نازل شد .
أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ
« 1 » يعنى گروهى از جنّيان شنيدند قرآن را . و ايشان موجودى هستند كه اجسام نازكى و سبكى دارند به صورت مخصوص بخلاف انسان و فرشتگان . پس فرشته جدّا از نور آفريده شده و انسان از خاك
هامش
( 1 ) در اينجا سه بحث پيش ميآيد : 1 - در وجود جنّ و ماهيت آن 2 - دربارهء تير شهاب كه آيا قبل از اسلام بوده يا نه 3 - چگونگى منع شهاب از شيطانها و جنّيان را از استراق سمع و شنيدن صداهاى روحى آسمانى امّا وجود جنّ پس معلوم است باخبار پيغمبر صادق صلوات اللَّه عليه و آله گر چه ماهيّتش معلوم نباشد و چگونگى و كيفيّت خلقت آن از آتش مضافا بر آيات و اخبار صحيحه و صادقه اينكه بعضى از افراد و انسانها و مرتاضين هستند كه آنها را تسخير نموده و استعمار ميكنند ، و از وجود آنان براى بعضى از امور دنيوى استفاده و از آنها كار ميكشند . و اين بنده حكايت بسيارى در اين موضوع از موثّقين شنيده‌ام از جمله داستانى كه ماه رجب در سال 1398 قمرى يكى از فضلاء و نويسنده‌گان گرامى حوزه علميه قم برايم حكايت كرد از مسافرتش در سال مذكور بهند ، و مشاهداتش . گفت از جاهاى ديدنى هند بنارس شهر مقدّس هنود است و رودخانهء گنگ كه تا حدّ پرستش مورد احترام آنهاست رفتم و در آنجا از مرتاضين هند پرسيدم مرا راهنمايى بمركز آنها نمودند به آنجا رفته و پس از معرّفى خودم به رئيس مرتاضين كه مسلمان و عالم و از ذرارى پيغمبر اسلام هستم مرا پذيرفته انواع رياضتها شاقّه در مرتاضين ديدم و براى ما حكايت كرد كه براى اختصار از