سيبويه تجويز كرده قطع از اوحى را در قول خدا
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ
. و بنا بر همين حمل مىشود قرائت كسى كه كسره داده . انّ از قول خدا
وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ
. و كسى كه تمامى انّ و انّه را فتح داده حمل بر اوحى كرده و جايز است حمل بر غير آن هم شود چنانچه مفسّرين حمل كردهاند
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ
بر اوحى و خليل ، حمل كرده بر آنچه ما از او ياد نموديم .
و امّا آنچه از اين باب بعد از مادّهء قول آمده حكايت است ، چنانچه حكايت كرده قول خدا
قالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ
. و همين طور ما بعد فاء جزاء براى اينكه ما بعد فاء جزاء در محلّ ابتداء است . و براى همين سيبويه حمل كرده آيهء
وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ
.
وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ
.
فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ
بر اينكه انّه ابتدائيه در آنها مضمر و پنهانست و من عاد فانه ينتقم اللَّه منه و مانند اين است در اين سوره آيهء
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ
.
و كسى كه لن تقول با تشديد قرائت كرده پس قول خدا كذبا را منصوب بر مصدريّت دانسته بدون حذف موصوف . و اين مطلب براى اينست كه ان تقوّل در معناى تكذّب پس جارى مجراى تبسمت وميض البرق تبسّم كرد آن زن و لمعهء برق خفيفى از تبسّم او ظاهر شد زيرا آن منصوب بفعل مضمر است كه بر او تبسّمت يا صفت دلالت مىكند . پس مثل اينست كه گفته ان لن تكذب الانس و الجنّ على اللَّه كذبا .
ابن جنىّ گويد : و كسى كه ديده است كه وميض البرق به خود تبسّمت منصوب باشد براى اينست كه در معناى او مضت است نيز كذبا را منصوب به خود تقوّل كرده است براى اينكه آن به معناى كذب است . و كسى كه ان لن تقوّل بر وزن تقوم خوانده پس البتّه كذبا را صفت مصدر محذوف گرفته يعنى قولا كذبا