تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
بعضى از تخته‌هاى آن بر بعضى ديگر تركيب شده تا بلند و دراز گشته است « 1 » و بعضى گفته‌اند : آن اوّلين كشتى بود براى سير و حركت كه شراع بلندى و دكل داشت . مجاهد گويد : آن كه شراعش بلند باشد او ( منشأ ) است و آنكه بلند نباشد پس او منشأ نيست ، و قلاع جمع قلع و آن شراع و دكل كشتى است .
( كَالْأَعْلامِ )
يعنى مثل كوه‌ها ، مقاتل گويد : تشبيه كرد كشتىهاى روان در دريا را بكوه‌هاى در خشكى . و بعضى گويند : المنشئات ، بكسر شين و آن آنست كه با سينه خودش ايجاد موج مىكند در موقع حركت و جريان ، پس امواج مانند اعلام از خداوند سبحان است بر بندگانش ، به اينكه ايشان را تعليم نمود كه كشتى بسازند و بگيرند براى آنكه سوار آن شوند و آب را طورى قرار داد كه كشتى بتواند بر آن حركت و به سمت مقصد خود برود .
( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ )
يعنى هر كس كه به روى زمين است از حيوانات و جان داران ، پس آن هالك و فانى است كه از وجود بعدم ميرود ، و از زمين بطور كنايه ياد نمود هر چند كه يادى از آن نشده بود « 2 » مثل قول اهل مدينه -
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : شايد منظور از تخته‌هاى سوار شده بر هم كشتىهاى دو طبقه و سه طبقه باشد كه طبقه بالا بر طبقه زيرى سوار است ، چنانچه دوزخ و جهنّم - چنين است لتركبن طبقا عن ، طبق آينه سوار ميشوند طبقى را بعد از طبقه ديگر و اتوبوس‌هاى دو طبقه و سه طبقه نيز چنين است طبقه بالا سوار بر طبقهء پائين است . ( 2 ) - مترجم گويد : چرا در آيهء دهم فرمود :( وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ )پس ضميرها من عليها اشاره به همان ارض آيهء دهم است .